مهمان گرامي، براي مشاهده سایت با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد

سير هنر در تاريخ (1) - صفحه 2

caspian Banner Box
فراخوان مدیریت caspian Banner Box
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 18 از 18
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.76
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,196 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض سير هنر در تاريخ (1)

    سير هنر در تاريخ (1) دوره پيش دانشگاهي – رشته هنر


    فصل اول :اهميت مطالعه ي هنر پيش از تاريخ الإنشاء
    نقش هنر در اعتلاي بشري ، هنر انسان غارنشین و ...


    مقدمه
    آشنايي با هنر تمدن هاي باستاني و حوزه هاي فرهنگي كهن شايد از ضروري ترين دانش هاي بشري محسوب مي شود، چرا كه هنر آيينه تمام نماي هويت فرهنگي انسان ها در هر جامعه و هر عصر است و انسان براي شناخت خود آگاهي به تحولاتي كه از ابتدايي ترين نوع زيست تاكنون سيرمي نموده نياز به اين دانش دارد.
    امروزه ما در كشورهاي متعدد و جوامع بي شمار با فرهنگ ها و آداب و رسوم متنوع و گسترده اي روبرو هستيم. كه هر يك از اين فرهنگ ها بر پايه ي يك يا چند تمدن كهن استوار است. شناخت اين تمدن ها تنها از راه مطالعه ي آثار هنري به جاي مانده از آنها ميسر است.
    در اين كتاب به معرفي چند تمدن شاخص و بحث پيرامون آثار هنري، و نحوه ي شكل گيري آنها پرداخته شده است.


    هدف كلي كتاب :
    آشنايي با انعكاس ابعاد مختلف فردي و اجتماعي انسان در آثار هنري و در يافتن ذاتي بودن هنر در انسان .


    فصل اول : اهميت مطالعه ي هنر پيش از تاريخ الإنشاء


    ‏ عبارت هنر پيش از تاريخ در عين سادگي داراي ابهام است. چرا كه از سويي تعريف هنر مورد بحث متفكران است و از سوي ديگر، در معناي تاريخ نيز نظري قطعي و همه پسند وجود ندارد. در باب تاريخ بايد به اين پرسش پاسخ گفت كه اساساً پيش يا پس از تاريخ به چه معناست.



    به عبارت ديگر تاريخ از كجا و در چه زمان آغاز مي شود و اينكه تفاوت ميان رخدادهاي پيش يا پس از تاريخ چيست؟
    در پاسخ به اين پرسش بايد بگوئيم كه بشر براي آگاهي از ويژگي هاي هر دوره همواره به نوشته هاي به جاي مانده از آن عهد رجوع مي كرده و بر اساس آن، تاريخ و پيشينه خود را مدون مي نموده است.
    در فرآيند تدوين تاريخ هر قدر به عقب تر باز مي گرديم از حجم منابع مكتوب كاسته مي شود و سرانجام به ادواري مي رسيم كه از آنها هيچگونه اطلاعات نوشتاري بدست نيامده است.
    طبيعي است براي ذهن هايي كه مكتوبات را ملاك دانش خود قرار مي دهد اين ادوار بسيار تيره و تار و غباري از ابهام و جهل باقي مي ماند. از همين جاست كه مفهوم تاريخ شكل مي گيرد. تا زماني عبارت پيش از تاريخ صرفاً به ادواري گفته مي شد كه از آنها منابع مكتوب قابل ملاحظه اي بدست نيامده بود. بعدها كه هنر به عنوان پديده اي گويا و واسطه انتقال مفاهيم و اطلاعات مورد وثوق قرار گرفت پيش از تاريخ شامل دوره هايي گشت كه آثار مكتوب و آثار هنري قابل توجهي از آنها به جاي نمانده است.

    نقش هنر در اعتلاي بشري
    علم باستان شناسي روزنه اي است كه انسان توانست از طريق آن نقبي به گذشته خويش بزند و بر آن بخش از تاريخ، كه در زير خروارها خاك يا در عمق غارهاي تاريك پنهان گشته بود نظر افكند.
    آنچه باستان شناسان كشف مي كنند از ابنيه، ابزار، ظروف و ديگر مصنوعات بشري، به حلقه هاي زنجيري مي ماند، كه مي تواند از يك سو ، انسان امروزي را با گذشته دورش مرتبط سازد و از سوي ديگر پرده از وجود ارتباط ميان اقوام مختلف بشري در گذشته هاي دور بردارد، اقوامي كه ممكن است در طول تاريخ چنان از يكديگر جدا شده باشند كه امروز تصور هر نوع قرابت و انس ديرينه اي را در ميان خود باور نداشته باشد.
    هنرانسان نخستين زبان حال طفوليت بشري است. همانطور كه تمام كودكان، از هر نژاد و مليت و دين به تبع داشتن فطرت پاك مشترك ، داراي هويتي واحد هستند و اين هويت واحد را در تشابه به آثار نقاشي كودكان مي توان مشاهده كرد.


    شکل1-1


    شکل1-2

    هنر انسان هاي نخستين نيز كه در موقعيت هاي جغرافيايي كشف شده و متعلق به اقوام متفاوت است. داراي تشابهات ساختاري و محتوايي مي باشد. در تصاوير (1-1) و (2-1) دو نقاشي ديواري را متعلق به دو زمان و در موقعيت جغرافيايي مشاهده مي كنيد كه هم از لحاظ مضمون و هم به جهت شيوه ي كار تشابهات بسياري دارند.

    هنر انسان غارنشين :
    ابتدايي ترين آثار هنري كه انسان آن را خلق كرده و تاكنون يافت شده به حدود سي هزار سال قبل مربوط مي شود. اين آثار نقاشي بيشتر در كشورهاي فرانسه و اسپانيا يافت شده اند و شامل تصاوير حيواناتي چون گاو كوهاندار، گاو وحشي ، گوزن و اسب است. محل اين نقاشي ها در عمق غارها، دور از نور طبيعي روز و در مكاني مجزا از مكان زيست انسان هاي نخستين بوده است. مسلم است كه آثار هنري مردم غارنشين جنبه اي تزئيني و مبناي زيبايي شناختي نداشته است چرا كه اين آثار، همانطور كه گفتيم در عمق غارها، دور از نور طبيعي و همچنين جدا از محل زندگي آنها ترسيم شده اند. تأمل بيشتر در اين موضوع، بر اين واقعيت تأكيد مي كند كه اولين نقاشي هاي آفريده شده دست انسان نه تنها جنبه ي نمايشي نداشته ، بلكه به طريق اسرار آميزي دور از ديد عموم مردم قرار داشته است. حال اگر اين نقاشي ها، براي زيبا تر كردن محيط ، به منظور نمايش و ايجاد لذت بعدي خلق نشده اند. چرا انسان غار نشين با ابزارها و وسايل بسيار ابتدايي و مشكلات عديده ي طبيعي كه همواره زندگي او را به مخاطره مي افكند. گفتيم كه تصوير جانوران موضوع اكثر نقاشي هاي ديوار و سقف غارها بوده است و مي دانيم كه اين جانوران نقش مهمي در بقاي انسان اوليه ( به عنوان غذا) داشته اند. البته شكار جانوران عظيم الجثه و خطرناكي چون گاو وحشي ، گوزن و ... براي بشر نخستين كاري بس دشوار و خطرناك بوده و چه بسا جان خود را در اين شكارهاي متهورانه از دست مي داده است.
    قرايني در دست است كه شكارچيان غارنشين در عمق غارها، از اين تصاوير به عنوان هدف نشانه گيري و تيراندازي استفاده مي كنند، در برخي از موارد نيز شكار، شكارچي و ردگيري اين دو نيرو موضوع نقاشي بوده است. پس اين نقاشي ها نه تنها با زندگي روزمره ي نياكان ما ارتباط موضوعي داشته اند، بلكه از جنبه كاربردي نيز حائز اهميت بوده اند.

    اما آيا مي توان گفت كه تمام كوشش و مشقت در تصوير كردن دقيق اين حيوانات با تناسبات دقيق و آگاهانه، صرف تهيه تابلوي نشانه گيري بوده است؟ آيا يك شكل ساده ي هندسي راه آسان تري براي تمرين تيراندازي نيست؟
    تعمق در اين سؤالات است كه ما را به پاسخ هاي صحيح، عميق و واقع بينانه رهنمون مي سازد. حقيقت اين است كه تصوير يك گاو وحشي بسيار مهمتر و ارزنده تر از يك تابلوي نشانه گيري بوده است. انسان نخستين با دقت در شكل، حركات و رفتار و تناسبات جسمي يك جانور، به شناختي جامع از حريف قدرتمند خود دست يافته و با آفرينش دوباره آن جانور در قالب تصوير بر ديوار و سقف غارگويي كه بخشي از وجود آن جانور را به تسخير در مي آورد، سپس با تيراندازي به سوي آن، نه تنها بر مهارت تيراندازي خود مي افزوده، بلكه از اين راه، آن بخش از وجود شكار را كه در تسخير داشته مغلوب مي كرده است. لذا هنگامي كه به شكار مي رفته با اعتماد به نفس و مهارت بيشتري با شكار روبرو مي شده است.
    به همين علت است كه اين نقاشي ها براي او از اهميت اسرار آميزي برخوردار بوده و شايد از اين رو آنها را چو طلسم هاي جادويي دور از دسترس، در اعماق غارها نگاه مي داشته اند. بدين ترتيب شايد بتوان گفت كه ابزار نقاشي براي او به همان اندازه اهميت داشته كه آلات شكار و چه بسا بيشتر.
    اهميت دادن به آثار هنري و مقدم دانستن آن به امور روزمره در دوره هاي بعدي نيز به همان قوت ديده مي شود. مثلاً زماني كه انسان از غارنشيني و شكار به مرتبه متكاملتري از زندگي اجتماعي رسيد. توانائي هاي خاك را شناخت. به كشاورزي پرداخت و به شيوه ي استخراج سنگ فلزات در معادن پي برد، مي بينيم كه «هنر» هنوز نقشي كليدي و مهم در شيوه ي زيست و باورهاي او ايفا مي كند.
    هنگامي كه انسان سنگ آهن را كشف كرد . با كمال حيرت مشاهده مي كنيم كه اولين بهره برداري او ازاين كشف، ساختن ابزارهاي نو نبوده، بلكه از آن به عنوان ماده ي رنگي در نقاشي ديواري و ترسيم نقوش بر روي تن خود، و رنگ آميزي گيسوانش بهره گرفت.
    كشف مس ، پي بردن به قدرت چكش خوري اين فلز و امكان ساخت اشيا با آن نيز بيش از اينكه به ساخت ظروف آشپزي بينجامد در شكل مهره هاي گردنبند ظاهر شد.
    آلياژهاي فلزي و فن جوشكاري نيز ابتدا براي جواهرسازي بكار رفت و بعدها به منظور ابزار سازي و ساخت اشياي كاربردي، مورد بهره برداري قرار گرفت. موارد فوق و بسياري استدلال هاي ديگر حاكي از اين واقعيت است كه آفرينش هنري و اصلي ترين و ابتدايي ترين مرحله ، پاسخگوي نياز روحي انسان بوده است. و از آغاز آفرينش هاي بشر به عنوان يك بعد روحاني و پاسخگوي يك نداي دروني، جزيي از ذات او به شمار مي رفته است. اين نياز ذاتي در هر دوره رشد، تكامل و قطور بشر جلوه هاي متنوعي داشته، همواره به عنوان يكي از ابعاد والاي انساني كه او را از ديگر جانداران متمايز مي نموده مورد توجه بوده است. اين ويژگي والاي انساني در طول تاريخ و عرض جغرافيا منشأ ظهور آثار ارزشمندي گشت كه امروزه محققان تاريخ جامعه شناسان و .... اين آثار را به عنوان قراين شكوه، جلال، عظمت و برتري فرهنگ ها و تمدن ها، مورد دقت و تأكيد قرار مي دهند.

    پرسش هاي فصل 1 :
    1 – منظور از هنر پيش از تاريخ چيست؟ توضيح دهيد.
    بشر براي آگاهي از ويژگي هاي هر دوره همواره به نوشته هاي به جاي مانده از آن عهد رجوع كرده و براساس آن، تاريخ و پيشينيه خود را مدون مي نموده است. در فرآيند تدوين تاريخ هر قدر هم به عقب باز گرديم از حجم منابع مكتوب كاسته مي شود و سرانجام به ادواري مي رسيم كه از آنها هيچگونه اطلاعات نوشتاري بدست نيامده است.
    تا زماني عبارت پيش از تاريخ، صرفاً به ادواري گفته مي شد كه از آنها منابع مكتوب قابل ملاحظه اي بدست نيامده بود، بعدها كه هنر به عنوان پديده اي گويا و واسطه انتقال مفاهيم و اطلاعات مورد وثوق قرار گرفت، پيش از تاريخ شامل دوره هايي گشت كه آثار مكتوب و آثار هنري قابل توجهي از آنها به جاي نمانده است.



    2 – قدمت آثار هنري انسان غارنشين چقدر است؟ شرح دهيد.
    ابتدايي ترين آثار هنري كه انسان آنرا خلق كرده و تاكنون يافت شده است به حدود سي هزار سال قبل مربوط مي شود. اين آثار نقاشي بيشتر در كشورهاي فرانسه و اسپانيا يافت شده اند و شامل تصاوير حيواناتي چون گاو كوهاندار، گاو وحشي ، گوزن و اسب است. حمل اين نقاشي ها در عمق غارها،دور از نور طبيعي روز و در مكاني مجزا از مكان زيست انسان هاي نخستين بوده است.



    3 – انگيزه آفرينش اين آثار چه بوده است ؟ توضيح دهيد؟
    قرايني در دست است كه نشان مي دهد كه شكارچيان غارنشين در عمق غارها، از اين تصاوير، عنوان هدف نشانه گيري و تيرانداز استفاده مي كرده اند. در برخي از موارد نيز شكار و شكارچي و درگيري اين دو موضوع نقاشي بوده است.
    حقيقت اين است كه تصوير يك گاو وحشي بسار مهمتر و ارزنده تر از يك تابلوي نشانه گيري بوده است. انسان نخستين با دقت در شكل، حركات و رفتار و تناسبات جسمي يك جانور، به شناختي جامع از حريف قدرتمند خود دست يافته و با آفرينش دوباره آن جانور در قالب تصوير بر ديوار و سقف غارگويي كه بخشي از وجود آن جانور را به تسخير در مي آورده ، سپس با تيرانداز به سوي آن نه تنها بر مهارت تيراندازي خود مي افزوده بلكه از اين راه بخشي از وجود شكار را كه در تسخير داشته مغلوب مي كرده است. لذا هنگامي كه به شكار مي رفته با اعتماد به نفس بيشتري با شكار روبرو مي شده است.
    آفرينش هنري در ابتدايي ترين و اصلي ترين مرحله، پاسخگوي نياز روحي انسان بوده است و از آغاز آفرينش بشر به عنوان يك بعد روحاني و پاسخگوي يك نداي دروني، جزيي از ذات او به شمار مي رفته است.



    4 – آيا مي توان استدلال كرد كه خلق آثار هنري از نيازهاي اصلي بوده و بر توليدات كاربردي اولويت داشته است ؟ چطور؟
    بله ، اهميت دادن به آثار هنري و مقدم دانستن آن به امور روزمره در دوره هاي بعد نيز با همان قوت ديده مي شود. مثلاً زماني كه انسان غارنشين و شكار به مرتبه متكاملتري از زندگي اجتماعي مي رسد، توانايي هاي خاك را شناخت به كشاورزي پرداخت و به شيوه ي استخراج سنگ فلزات در معادن پي برد.

    www2.irib.ir
  2. 5 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  3. امضا نداریم
    ولمون کنید بابا


  • Top | #11

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.76
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,196 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    فصل پنجم : هنر شبه قاره ي هند


    هنردوره پيش از آريائيان و...
    سرزمين هند از مناطق مهم تاريخ تمدن بشري است كه روزگاري عرصه ي ظهور چند تمدن عظيم و دين به نام جهان بوده است. از اين سرزمين در بسياري از موارد با نام شبه قاره ياد مي كنند كه اين خود از عظمت اين سرزمين پهناور حكايت دارد.
    هنگامي كه در وادي هنر تمدن از هنر نام برده مي شود ناحيه اي وسيع را در برمي گيرد كه شامل كشورهاي كنوني هندوستان، پاكستان، نپال، يونان، بنگلادش ، سريلانكا و بخشي از افغانستان است.
    اين سرزمين كه به حق سرزمين عجايب نام گرفته، تاريخي پرنشيب و فراز دارد، اقوام مختلف از نژادهاي گوناگون با اعتقادات يا آئينهاي ديني متفاوت در طول تاريخ به اين سرزمين كوچ كرده يا بر آن هجوم برده اند. اما در نهايت همگي پس از دوره هايي از تنش، نوعي همزيستي آرام و مسالمت آميز و درك چند جانبه رسيده اند.
    برخي از هندشناسان خصلت همزيتي مسالمت آميز و تقريب بين اديان را از ويژگيهاي بارز و ممتاز خاك سرزمين هند مي دانند. مسير تاريخ اديان و مذاهب در هند، اين سرزمين را از بسياري از تمدنهاي ديگر ممتاز مي سازد. اگر بخواهيم در چند عبارت كوتاه، مرتبه و مقام هند را در ارتباط با اديان گوناگون توصيف نمائيم، مي توان چنين گفت كه همان اعتبار و منزلتي كه سرزمين فلسطين در وادي اديان سامي دارد، هندوستان نيز در عرصه ي اديان و مكاتب فلسفي شرق داراست.
    به عنوان مثال هنگامي كه از آئين بودايي سخن به ميان مي آيد، توجه انسان فوراً به سوي شرق دور و سرزمينهايي چون چين، ژاپن، كره، تايوان،‌تايلند معطوف مي گردد. «بودا» در اكثر شمايلها با چهره اي نمايش داده شده كه خصائل فيزيكي نژاد زرد را دارد ، لذا عموم مردم بودا را از نژاد زرد مي پندارند. اما واقعيت اين است كه بودا شاهزاده اي هندي بود ، او در هند متولد شد، رشد كرد، به تدريج اعتقاداتش پرداخت و در همين سرزمين نيز دار فاني را وداع گفت.
    ادياني چون هندوئيزم ، جنييزم، سيكهيزم، همه در هند متولد شدند و جالب تر اينكه حتي مسلمانان نيز در طول تاريخ هند را مكاني امن براي زيست و در عين پايبندي به اعتقادات توحيدي خود يافته اند. اين مسلمانان كه اغلب از ايران به هند مهاجرت كردند چنان با بافت بومي منطقه درآميختند كه امروز ، كشور هندوستان با آمار تقريبي 150 ميليون مسلمان پس از اندونزي بزرگترين شكور مسلمان نشين به شمار مي رود.
    هندو ايران از هزاران سال پيش تاكنون وجوه مشتركي داشته اند. اين ارتباط به حدي نزديك بوده كه قريب به هشتصدسال از تاريخ هند، زبان فارسي ، زبان علم و ادب به شمار مي رفته و قريب به چهار قرن زبان رسمي هند بوده است بسياري از آثار هنري و ميراث فرهنگي هند را نسخه هاي خطي ديوانهاي شعراي بزرگي چون حافظ و سعدي و فردوسي تشكيل مي دهد .


    (تصوير 1-5)


    بناهاي تاريخي معروف اسلامي چون «تاج محل»كه آنرا عجايب هفتگانه جهان مي نامند توسط مهندسان ايراني طراحي شده،و با خط زيباي خوشنويساني ايراني آراسته است (تصوير 2-5 آيات قرآني به خط خوش بر نماي جنوبي بناي تاج محل)


    (تصوير 2-5)

    ارتباط هند و ايران محدود به دوران اسلامي نيست بلكه اين ارتباط به قرنها پيش از اسلام باز مي گردد. اشتراكات بسيار ميان اوستا ( كتاب دين كهن ايرانيان) و وداها (vedas كتب مقدس هندوان) به وجود اصل و منشأ مشترك گواهي مي دهد. تشباه بسياري از نام شخصيتهاي موجود در اين كتب و هويت ايشان از مواردي است كه به هم اصل بودن ايرانيان و هنديان گواهي مي دهد و لذا شناخت جامع هنر و فرهنگ و تمدن هند در ايران بسيار لازم و ضروري است.


    هنر و تمدن سرزمين هند را به طور اجمال مي توان به 3 دوره تقسيم كرد.
    الف : دوره پيش از آريايي
    ب : دوره آريائيان
    ج :‌دوره اسلامي


    هر سه دوره ي فوق از اعصار درخشان تاريخ شبه قاره هند به شمار مي روند.
    الف : هنردوره پيش از آريائيان :
    كهن ترين تمدن مكشوف شبه قاره هند قدمت 4500 ساله دارد. و از اين جهت يكي از قديمي ترين تمدنهاي جهان به شمار مي رود. اين تمدن كهن كه از حدود سال 2500 تا 1500 پيش از ميلاد در اوج شكوفايي بوده اكتشافات قرن بيستم است. تا قبل از اين اكتشافات باستان شناسي كه به كشف دو شهر مهم ها را پا Harappa و موهنجو دارد Mohenjodaro انجاميد. تصوير(4-5) محققان از وجود تمدني كهن تر از تمدن آريايي در منطقه بي اطلاع بودند.
    پس از انجام حفاريها و كشف شهر مهم «موهنجودارو» در 1921 پرده از وجود تمدني بسيار پيشرفته برداشته شد. از ويژگيهاي مهم اين شهرها، وجود نقشه شهرسازي پيشرفته، سيستم فاضلاب شهري، خانه ها ي 2 تا 3 طبقه با حياط مركزي، خيابانها ، كوچه ها منظم وعمود بر هم انبار غله براي توزيع ارزاق، يك استخر وسيع، بناهاي ساخته شده از آجرها كوره پز شده و بالاخره حصار اطراف شهر به بلندي 13 متر را مي توان نام برد.


    (تصوير 4-5)

    ظروف سفالي ، تنديسهاي سنگي و مسي (تصوير 5-5 مجسمه كاهن شاه) و بالاخره مهرهاي كوچكي از جنس استاتيت با سنگ صابون از آثار مهمي هستند كه از حفاريهاي تمدن دره سند بدست آمده است. بر روي اين مهرها كه اغلب سفيد رنگ هستند، نقوش جانوراني چون نسلِ گاو كوهان دار ، كرگدن ، ببر و ... با مهارت و استادي و آگاهي كامل از كالبد شناسي نقش گرديده اند.

    (تصوير 5-5)


    (تصوير 6-5)


    (تصوير2- 6-5)

    مطالعه ي نقوش اين جانوران از يك سو تبحر هنرمندان 4000 سال پيش را به نمايش مي گذارد و از سوي ديگر اشاره اي به وجود انواع جانوران نقش شده در محيط زيست انسانهاي آن دوران دارد. همين سندهاي ساكت ولي گويا نشان مي دهد كه روزگاري، در منطقه اي كه اكنون بيابانهاي خشك و شنهاي روان آنرا پوشانده ، ناحيه ي حاصلخيزي بود و در آن گياهان و جانوران بيشماري وجود داشته اند.
    قرائن بدست آمده نشان مي دهد كه ساكنان اين تمدن از نژاد دراويدي Dravidian) بوده اند. نژادي كه هنوز با پوستهاي تيره ، بيني هاي پهن و موهاي مجعد در نواحي جنوبي هند و كشور سريلانكا بسر مي برند.
    يافته هاي زمين شناسي نشان مي دهد كه در حدود اواخر و اواسط هزاره ي دوم پيش از ميلاد طبيعت ناسازگاري نهاد، آب رودخانه ها بالا آمد، سيلها جاري شد، زمين هاي كشاورزي از بين رفت، دامداري با دشواري روبرو شد و تمدني كه مردمش روزها و ساليان و قرنها ي خوش و پربركتي را سپري كرده بودند، تحت فشار طبيعت در زحمت افتادند.
    تغيير مسير رودخانه ها، تضعيف منابع اقتصادي و تحولات منابع اقتصادي و تحولات زيست محيطي همگي دست به دست هم دادند و تمدني را كه روزي ارتباط تجاري وسيع با مناطق خاورميانه داشت ، ضعيف و ضعيف تر نمود.
    در همين ايام (يعني اواسط هزاره ي دوم پيش از ميلاد) اقوام كوچ نشين و جنگجوي آريايي از مناطق آسياي ميانه سرازير شدند. برخي در فلات ايران سكني گزيدند و گروهي به شبه قاره رفتند.
    زماني طول نكشيد كه اقوام دراويدي كه خود به مرحله ي دشواري از بقاي فرهنگي، اقتصادي و زيستي رسيده بودند با هجوم آريائيان درهم شكسته شدند و مغلوب گرديدند و بدين ترتيب برگي ديگر از تاريخ اين سرزمين رقم زده شد.


    ب ‌: هنرهند در دوره آريائيان :
    سلطه ي آريائيان مناطق شمالي شبه قاره را حدود 1500 ق. م تخمين زده اند. اما همانطور كه گفتيم در آن زمان آريائيان قبايلي كوچ نشين و جنگجو ، فاقد هنر و تمدن قابل ملاحظه اي بودند به همين لحاظ شكل گيري تمدن آريايي مدتي طولاني (حدود هزار سال) از 1500 ق .م تا زمان ظهور بود (566 تا 486 ق.م) به طول انجاميد از اين جهت است كه آثار هنري برجسته اي مربوط به اين ايام بدست نيامده . گر چه منابع مكتوب از هنرهايي چون نقاشي ديواري، تزئينات چوبي و آثاري از عاج، نقره ، طلا و سنگ هاي قيمتي خبر مي دهند ليكن نمونه هايي از اين آثار يافت نشده است.
    نخستين آثار ارزنده بدست آمده از دوره حكومت آرياييان را ستونها و سرستونهاي عهد حكومت امپراتور شوكا تشكيل مي دهند. امپراتور آشوكا تحت تأثير تعاليم بودا، اين ستونها را درمكاني مهم كه به زندگي بودا مربوط مي شود برافراشت اين ستونهاي سنگي كه تا 10 متر ارتفاع و گاهي تا 50 تن وزن داشته اند و به روشي استادانه تراش و صيقل خورده اند. تكنيك ساخت اين آثار با روش حجاريهاي هخامنشي و آثار تخت جمشيد نزديكي بسياري دارد و مطالعه تاريخ روابط ملل و تحقيقات هنري نشان داده است كه اين سر ستونهاي زيبا و معروفترين آنها كه سر ستون سرنات نام دارد اب به دست جماران هخامنشي و يا زير نظر مستقيم آنها،توسط هنرمندان بومي ، ساخته شده اند.

    (تصوير7-5)


    تا قرنها (از قرن سوم پيش از ميلاد تا حدود قرن 5و6 ميلادي) آثار هنري غالب در رشته قاره ي هند را آثار مجسمه سازي و معماري بودايي و هندويي تشكيل مي دهند. استوپا (stupa)‌ها، معابد گنبدي شكل و توپر هستند كه عموماً حمل بقاياي (خاكستر) قديسين بودايي است.
    اولين استوپاها را كه بقاياي بودا در آنها نهاده شده مي توان ابتدايي ترين نوع معماري مذهبي آرايايي در شبه قاره هند دانست. استوپاها طي مرور زمان در ابعاد بزرگتر بنا شده و به عنوان سبك معماري خاص بودايي مورد توجه قرار گرفته اند (تصوير 8-5) اتوپاي بزرگ سانچي در زمينه هنرهاي تجسمي ، نقاشيهاي ديواري، نقش برجسته هاي سنگي و بالاخره تنديسهاي بودا (تصوير 9-5) عموده ي آثار هنري بودايي را تشكيل مي دهد.

    (تصوير8-5)


    (تصوير9-5)

    البته آئين بودايي با گذشت زمان از مسير جاده ي ابريشم به شرق دور ( چين، كره، ژاپن) نيز منتقل شد و موجب ظهور آثار هنري متعدد و متنوع و ارزشمندي گشت كه در بخش هنرهاي شرق در همين كتاب به آنها خواهيم پرداخت.
    آئين هندويي نيز از آئين هاي كهن شبه قاره هند ست كه جزو اديان آسماني به شمار مي رود. اين آئين به عنوان دين غالب سرزمين هند هنوز رواج دارد و اغلب آثار هنري شبه قاره نيز به نوعي با همين دين مرتبط است. بناي معابد، تنديسيهاي سنگي، فلزي و چوبي، نقش برجسته هاي مربوط به خدايان متعدد نقاشي روي ديوار غارها و معابد آثاري هستند كه به وفور در نقاط مختلف هند ديده مي شوند.
    تصاوير(10-5) و (11-5) ( ويشنو با يك نقاشي از غارهاي آجانتا) در آئين هندويي 13 ايزد چرخش نظام هستي را به عهده دارند.

    اين سه ايزد، كه خدايان اصلي تثليث هندويي را تشكيل مي دهند عبارتند از :
    1- ابرهما
    2 – ويشنو
    3 – شيوا
    برهما ايزد خالق است. ويشنو ايزد محافظ كائنات است.





    (تصوير10-5)


    شيوا ايزد نابودي است .
    (تصوير11-5)

    هنرمند كه هنري كاملاً ديني شمرده مي شود به اين خدايان و تجليات مختلفشان وابستگي بسيار دارد. در ميان اين خدايان برهما در تجليات هنري كمتري به چشم مي خورد. برهما گرچه ايزد آفريننده است ليكن حوزه ي قدرت او در چارچوب خلق و آفرينش خلاصه مي شود. به عبارت ديگر برهما همچون معماري بازنشسته است.
    حفظ كائنات كه ركن اصلي جهان شمرده مي شود به عهده ويشنو ( خداي محافظ است و از اين ايزد در پهنه فرهنگ ديني هندوان مهمترين عنصر شمرده مي شود ويشنو بنابر باورهاي ديني هند بارها در قالب موجود است زميني ظاهر شده تا به حفظ نظام هستي همت گمارد.
    آثار هنري هند پر است از نقاشي ها، تنديسها و معابدي كه به ويشنو و تجليات مختلف زميني او اختصاص يافته است. اطلاعات در مورد اساطير هند، داستان زندگي خدايان، نمادهاي مختلفي كه هر يك معنا و مفهوم خاصي را تداعي مي كنند از لوازم درك هنر ديني – اساطيري هند است. شيوا (ايزد نابود كننده) كه نژاد اقوام مختلف منشأ خير وبركات ، شفا دهنده، خداي رقص و . .. شمرده مي شود هم در اسطوره شناسي و هم در آثار هنري هند نقش مهمي را ايفا مي كند.
    معابد هند عموماً به پرسش دو ايزاد اخير (ويشنو ويشنوا) و تجليات آنها اختصاص دارند. پيكره اين معابد چنان مملو از تنديس خدايان ، توصيفات تصويري (به صورت نقش برجسته، پيكرتراشي و نقاشي ) شرح حال زندگي خدايان و جانوران اساطيري است كه اين معابد را به تنديسهاي عظيم و پيچيده اي تبديل ساخته است. به بيان ديگر در معابد هند در وادي پيكرتراشي و معماري به هم نزديك شده، گاه در هم تداخل مي كنند ( تصاوير 12-5 و 13-5) معمولاً فضاي داخلي معابد چنان اندك است و بر جزئيات خارجي چنان تأكيد مي شود كه رفته رفته مرز ميان پيكرتراشي و معماري برداشته مي شود.


    (تصوير12-5)


    (تصوير13-5)
  • 2 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #12

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.76
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,196 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    ج : هنر هند در دوره اسلامي :


    زمان نخستين ارتباط مسلمين با هند به دوران صدر اسلام باز مي گردد. اين ارتباط از طريق سفر بازرگانان عرب به سواحل جنوبي هند بوده است. در اوايل قرن يازدهم ميلادي هجوم مكرر سلطان محمود غزنوي به شبه قاره و غارتهاي مكرر سپاه او باعث تضعيف قدرت سياسي و نظامي سلاطين محلي گرديد ولي از آنجا كه جنگ و عداوت راه را بر آميزش و قرابت هاي فرهنگي مي بندد، سدي در مقابل رشد عواطف و دوستي و مودت گرديد و از لحاظ ايجاد فضاي فرهنگي بي ثمر بود. از اين رو تا دو قرن بعد، يعني قرن سيزدهم ميلادي، آثار قابل ملاحظه اي از نفوذ اختلاط فرهنگي ميان مسلمين و هنديان در دست نيست.
    از اين تاريخ به بعد رفته رفته با مهاجرت مسلمين به هند نطفه ي يك آميختگي فرهنگي عظيم منعقد مي شود. انتقال اسلام به هند اساساً توسط ايرانيان صورت گرفت. همراه اين انتقال فرهنگي زبان فارسي نيز رواج يافت. فنون كتاب آرايي اسلامي نيز رشد كرد و به اوج خود رسيد به طوري كه برخي از زيباترين نسخه هاي مذهب و مطلاّي فارشي در شبه قاره هند تدوين گرديده است.
    و جالب است بدانيم كه تعداد نسخه هاي خطي فارسي هند بيش از تعداد نسخه هاي تدوين شده در ايران است. تأثير فرهنگ ايران بر سرزمين هند در زمينه نقاشي مينياتور، هنرهاي دستي، فرش و معماري نيز بوضوح ديده مي شود. اوج تجلي هنر اسلامي را كه هنر «هندو – ايراني» نيز ناميده مي شود، مي توان در دوران حكومت مغولان تيموري مشاهده كرد.
    هندو تا پيش از سلطه مغولها از نظر سياسي كشوري ناآرام و بي تعادل بود. اما پس از استقرار تيموريان نظام و قواي سياسي و فرهنگي خاص يافت. استقرار و قوام اوليه عهد مغول كه توسط بابر ، بنيانگذاري اين سلسله تا حدي بدست آمده بود در عهد حكومت فرزندش همايون شاه، 56-1530 تنزل كرد. ولي همين ضعف نظام سياسي سبب رشد فرهنگي و هنر گشت، همايون شاه از وحشت شورشيان به دربار شاه طهماسب صفوي در ايران پناه آورد. شاه طهماسب از او به نيكي پذيرايي كرد و براي بازپس گرفتن قدرت از دست رفته از او حمايت نمود.
    مدت اقامت همايون شاه در دربار ايران بيش از ده سال به طول انجاميد. در اين ايام امپراطور رانده شده هندي بسيار تحت تأثير هنر و ادب و فرهنگ ايران قرار گرفت و هنگامي كه با كمك شاه ايران توانست قدرت از دست رفته ي خود را بازيابد، دو تن از هنرمندان ايراني به نامهاي «ميرسيدعلي» و «عبدالصمد» را به همراه خود به دربار هند برد. اين دو هنرمند براي پرورش هنرجويان و خلق آثار هنري، به ايجاد كارگاه هاي هندي در دربار همايون شاه پرداختند و بدين ترتيب فصلي نوين در كتاب فرهنگ و هنر هند آغاز گرديد. موج گرايش به هنر و فرهنگ ايران روز بروز گسترده تر مي شد و آثار هنري ارزنده اي خلق مي گشت. امپراتوران بعدي مغول چون اكبرشاه (كه اكبر كبير لقب گرفته) جهانگير شاه و شاه جهان شاه به ترتيب بر كميت و كيفيت اين هنر افزودند. آثار كم نظيري در زمينه هاي نسخ مصور خطي، آثار چوبي، فلزي ، سنگي و معماري از اين دوران به جاي مانده است كه در رديف برجسته ترين آثار هنري جهان قرار دارند.
    (تصاوير 14-5 تا 19-5) نسخ خطي دوره ي اسلامي هنر اغلب به زبان فارسي و خط نستعليق نوشته شده اند. زبان فارسي در حكم زبان ديني مسلمانان هند است همانطور كه زبان عربي و خطوط و نسخ و ثلث براي ما ايرانيان فرهنگ اسلام را تداعي مي كند. زبان و خط فارسي نستعليق نيز نزد مسلمانان شبه قاره هند تنها به لحاظ فرهنگي و ادبي ارزشمند است بلكه از جايگاه خاص ديني نيز برخوردار است.


    (تصوير14-5)


    (تصوير15-5)


    (تصوير16-5)


    (تصوير17-5)


    (تصوير18-5)

    لفظ «مغول» براي ما ايرانيان ، توحش ، بي فرهنگي و بربريت را تداعي مي كند و در صورتي كه اين لفظ در شبه قاره هند همواره با احترام ياد مي شود. مغولهاي هند بر خلاف مغولاني كه به ايران تاختند. انسانهايي فرهنگ دوست و هنرپرور بودند. كتاب هايي چون همايون نامه ، اكبرنامه، توزك جهانگيري و پادشاهنامه شاهجهان از كتب ارزنده اي هستند كه تاريخ دقيق و وقايع هز يك از پادشاهان مغول در آنها ثبت شده است. قدر نهادن به هنر و هنرمندان در دربار مغولان به حدي بود كه بسياري از هنرمندان وشعراي ايران، به دربار امپراطوران مغول هند جذب شوند و منشأ خدمات و آثار ارزنده اي فرهنگي و هنري گشتند. عشق ايرانيان به هند در طول تاريخ در وصف نمي گنجد، امپراطوران مغول كتابخانه هاي عظيمي تأسيس نمودند، به اهل قلم سفارش كتاب مي دادند و سپس خوشنويسان و تذهيب كاران و نگارگران به تصوير و تزئين اين كتب مي پرداختند. خلق اين آثار از يك سو به ترويج خط و زبان فارسي انجاميد. و از سوي ديگر زمينه اي را براي خلق آثار بديع هنري در قالب خط، تذهيب و نقاشي فراهم نمود. دوران هنر اسلامي شبه قاره هند در عهد شاهجهان به كمال خود رسيد. بناي زيباي تاج محل كه عجايب هفتگانه جهان شمرده مي شود مربوط به همين عهد است.

    ================================================== ===========

    پرسشهای فصل پنجم


    1 – تمدن هنر را به چه دوره هايي مي توان تقسيم كرد؟
    1 – دوره پيش از آريايي
    2 – دوره آريائيان
    3 – دوره اسلامي

    2 – نقش مهرهاي يافت شده از تمدن دره ي سند چه اطلاعاتي در مورد ويژگي جغرافيايي اين منطقه در 400 سال پيش به ما مي دهد؟
    بر روي اين مهرها كه اغلب سفيد رنگ هستند، نقوش جانوراني چون گاو كوهان دار، فيل ، كرگدن و ببر و ... با مهارت و استادي و آگاهي كامل از كالبد شناسي نقش گرديده اند. مطالعه اي نقوش از يك تبحر هنرمندان 4000 سال پيش را به نمايش مي گذارد و از سوي ديگر اشاره اي به وجود انواع جانوران نقش شده، در محيط زيست انسانهاي آن دوران دارد. همين سندهاي ساكت و گويا نشان مي دهد كه روزگاري، در منطقه اي كه اكنون بيابانهاي خشك و شنهاي روان آنرا پوشانده، ناحيه ي حاصلخيزي بوده كه در آن گياهان و جانوران بيشماري وجود داشته اند.

    3- عوامل افول تمدن دره ي سند را معرفي كنيد.
    در حدود اواخر و اواسط هزاره دوم پيش از ميلاد، طبيعت سرناسازگاري نهاد، آب رودخانه ها بالا آمد. سيلها جاري شد. زمين هي كشاورزي از بين رفت، دامداري با دشواري روبرو شد و اين تمدن تحت فشار طبيعت به زحمت افتادند. تغيير مسير رودخانه ها، تضعيف منابع اقتصادي و تحولات زيست محيطي همگي دست به دست هم دادند و تمدني را كه روزي ارتباط تجاري وسيع با مناطق خاورميانه است ، ضعيف و ضعيف تر نمود.

    4 – هنر ايران باستان چه تأثيراتي در هنر دوره آريايي هند است؟ بارزترين نمونه هاي آن كدام است؟
    شكل گيري تمدن آريايي مدتي طولاني (حدوده هزار سال) تا زمان ظهوربودا طول كشيد. نخستين آثار بدست آمده ي ارزنده از دوره حكومت آرياييان را ستونها و سرستونهاي عهد حكومت آشوكا تشكيل مي دهند. امپراتور آشوكا تحت تأثير تعاليم بودا، اين ستونها را در مكانهاي مهمي كه به زندگي بودا مربوط مي شود برافراشت. اين ستونهاي سنگي كه تا 10 متر ارتفاع و گاهي تا 50 تن وزن داشته اند به روشي استادانه تراش و صيقل خورده اند. كه تكنيك آنها با روش حجاريهاي هخامنشي و آثار تخت جمشيد نزديكي بسياري دارد. نمونه بارز آن سرستونهاي زيبا به نام سرستون سرثات نام دارد كه به دست حجاران و هماران هخامنشي و يا زيرنظر مستقيم آنها، توسط هنرمندان بومي ساخته شده اند.

    5 – استوپا چيست؟
    استوپا معابدي گنبدي شكل و توپر هستند كه عموماً محل حفظ بقاياي (خاكستر) قديسين بودايي است. اولين استوپاها را كه بقاياي بودا در آنها نهاده شده مي توان ابتدايي ترين نوع معماري مذهبي آريايي در شبه قاره دانست.

    6 – چه عامل ارتباطي دامنه ي هنر بودايي را به شرق دور گسترش داد؟
    مسير جاده ابريشم به شرق دور (چين، كره ، ژاپن)

    7 – ارج بروز هنرهاي اسلامي هند چه زماني است؟
    اوج تجلي هنر اسلامي هند را كه هنر «هندو –ايراني» نيز ناميده مي شود، مي توان در دوره حكومت مغولان تيموري مشاهده كرد

    8 – منظور از تثليث هندي چيست؟ و نقش خدايان در سرزمين هند چگونه است؟
    در آئين هندويي 3 ايزد چرخش نظام هستي را به عهده دارند. اين سه ايزاد، كه خدايان تثليث هندويي را تشكيل مي دهند، عبارتند از :
    1 – برهما ، 2- ويشنو، 3 – شيوا،
    برهما ايزد خالق است.
    ويشنو ايزد محافظ كائنات است. شيوا ايزد نابودي است. هنر هند كه هنري كاملاً ديني شمرده مي شود. به اين خدايان و تجليات مختلفشان وابستگي بسيار دارد.
    در ميان اين خدايان برهما در تجليات هنري كمتري به چشم مي خورد. برهما گرچه ايزد آفريننده است ليكن حوزه ي قدرت او در چارچوب «خلق» و آفرينش خلاصه مي شود. به عبارت ديگر برهما همچون معماري بازنشسته است.
    حفظ كائنات كه ركن اصلي جهان شمرده مي شود به عهده ي ويشنو خداي محافظ است. ويشنو در قالب موجودات زميني ظاهر شده تا به حفظ نظام هستي همت گمارد. شيوا (ايزد نابود كننده) كه نزد اقوام مختلف منشأ خيرو بركات، شفا دهنده ي خداي رقص و .. شمرده مي شود هم «اسطوره شناسي و هم در آثار هنري هند نقش مهمي را ايفا مي كند.
  • 2 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #13

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.76
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,196 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    فصل ششم : هنر شرق دور (چين)


    تائونيزم ، لائوتسیه و ...

    شرق دور متشكل از كشورهايي است چون چين ، كره و ژاپن كه كمابيش داراي فرهنگ و هنري نزديك به هم مي باشند. در اين ميان كشور چين به داشتن تاريخ و تمدن بسيار كهن و غني، آثار هنري برجسته شهرت خاصي دارد. چين بزرگترين كشور آسيايي و پرجمعيت ترين كشور جهان است.
    چيني ها قدمت تمدن خود را 5000 سال مي دانند كه البته يافته هاي باستان شناسي خاصي بر تأكيد اين نظريه وجود ندارد. قدمت قطعي و مستند اين تمدن مربوط به سلسله شانگ (shang) است. اكتشافات باستان شناسي به وجود تمدن و حكومت منسمي در دشتهاي اطراف روخانه زرد يا هوانگ هردو شمال و شمال شرق چين گواهي داده است. سلسله شانگ از 1554 تا 1045 پيش از ميلاد برقرار بود و همين حكومت وحدت گروهها و تمدنهاي ابتدايي و پراكنده در سطح چين را براي اولين بار برقرار نمود.
    چين به خاطر اختراعات ارزنده اي چون تهيه ابريشم از پيله ي كرم ابريشم، ساخت ظروف چيني بسيار مرغوب، ساخت كاغذ و نيز صنعت چاپ شهرت بسيار دارد. تفكر و هنر غالب چين در طول تاريخ تحت تأثير سه نظام فكري و اعتقادي يعني تعاليم «تائو» ، «لائوتسيه» و «بودا» شكل گرفته است.



    «تائونيزم»
    1 – قدمت تائو به 604 پيش از ميلاد باز مي گردد. بنيان گذار اين تفكر شخصي به نام لائوتسه بوده كه جز يك كتاب كوچك تحت عنوان راه و قدرت هاي آن از وي چيزي به جاي نمانده است. تعاليم عرفاني لائوتسه مربوط به يگانگي نبردي لايزال جهان است. و شامل دستورهاي جادويي و كيمياگر مي شود.

    2 – كنفوسيوس در سال 551 پيش از ميلاد ديده به جهان گشود. تعاليم او ضمن تأكيد بر جنبه هاي اخلاقي متوجه ايجاد تحولاتي در جهت بهبود ساختار اجتماعي و نظام حكومتي بود. كنفوسيوس را بيشتر مي توان يك مصلح فيلسوف دانست تا يك پيشواي مذهبي.

    3 - «بودا» شاهزاده ي هندي است كه در قرن ششم پيش از ميلاد در هند متولد شد. د رهمان سرزمين به ترويج تعاليمش پرداخت و همانجا نيز جان سپرد. ديني كه بودا بنيان نهاد در فاصله چند قرن در ميان اقوام ، ملل و فرهنگ هاي مجاور مقبوليت وسيع يافت.

    جاده ابريشم در انتقال اين آئين و هنرهاي ناشي شده آن نقش مهم و حساس ايفا نمود. از طريق همين شبكه راه بود كه فرهنگ هاي گوناگون شرقي و عربي با يكديگر آميخته و انعكاس اين آميزش را مي توان به بهترين نحو در آثار هنري دوره بودايي كه از قرن اول ميلادي به بعد وسعت و شوكت يافت، مشاهده كرد.
    امروز حجم زيادي از هنر ديني چين را آثار بودايي تشكيل مي دهد. معبد ، غارها، نقاشيهاي روي ديوار و طاق پرستشگاه ، تنديسها و شمايلهاي چوبي، گلي و سنگي بيش مار ممضامين بودايي در جاي جاي اين كشور وسيع پراكنده است.
    آثار هنرهاي تجسمي چين را اجمالاً مي توان به خطاطي، مجسمه سازي و نقاشي تقسيم نمود.
    «هنرخط» در سنت هنري چين اولاترين جايگاه را دارد. خطاطي نه تنها به عنوان يك هنر بلكه به عنوان يك سنگ محك شخصيت افراد در چين مورد عنايت و توجه است. از اين رو آموزش خط به عنوان يك پديده تربيتي بنيادين از دوره كودكي آغاز مي گردد.
    يك فرد چيني اهل فرهنگ مي بايست همواره توان خويش را در خوشنويسي حفظ نموده ، تواند به اثبات برساند. اهميت خوشنويسي به حدي بود كه حتي محققان و اهل علم براي احراز يك مقام رسمي دولتي مي بايست امتحان خوشنويسي را با موفقيت پشت سر مي گذاشتند و در غير اين صورت به مسند مورد درخواست گمارده نمي شدند. ابزار خطاطي چين عبارت بودند از قلم مو، كاغذ ، مركب و سنگ مركب.
    خوشنويسي از كهن ترين آثار چين است. اين هنر با تعاليم لائوتسه، ارتباط مستقيم دارد. بنابراين تعاليم حركت قلم مي بايست داراي تمام نيروهاي حيات بخش جهان و كيهان شامل نيروهاي نهان در كوهها ، رودخانه ها و صخره ها، درختان و حشرات ديگر جانداران مي باشد. هنرمند مي بايست با ممارست دائم بتواند با جزئي ترين حركات، فشار و نرمي و كشش قلم مو قادر به القاي نيروهاي مذكور باشد. او در طي اين رياضت مطبوع و طولاني نه تنها به شناخت قواي طبيعت دست مي يابد بلكه به شناخت حقيقت خويش نيز نائل مي گردد. او به هنگام خلق يك اثر خطاطي اين هر دو را به نمايش مي گذارد. به همين دليل است كه چيني ها در مورد خط بر اين عقيده اند كه «نگاه» به يك اثر خطاطي به مثابه ملاقات رودررو با خطاط و درك تمام و كمال هويت و عواطف اوست.
    آثار خط در سراسر چين به عنوان يك سنت فرهنگي ملي به صورت خطوط تزئيني بر سر در و ديوار معابد، غارها، سينه هاي كوهها و عنصري از عناصر نقاشي ديده مي شود و رواج كامل دارد.

    (تصوير 1-6)


    «نقاشي» در چين نزديكي بسياري با خطاطي دارد. ابزار هر دو يكي است و زمينه كار نيز كاغذ يا ابريشم است. طبيعت از موضوعاتي است كه بسياري از نقاشان را تحت تأثير خود قرار داده . اما مفهوم طبيعت در تفكر هنري چين با طبيعت در ديدگاه نقاشان طبيعت گراي غرب كاملاً متفاوت است.
    نقاش اصيل چيني هيچگاه به تقليد از طبيعت نمي پردازد چرا كه مقصود او چيزي وراي ظاهر طبيعت است. او به يگانگي با روح و جوهر طبيعت مي انديشد و مي كوشد تا با ايجاد فضاهايي به كمك حركت مواج قلم مو و با حداقل پرداختن به جزئيات ، تخيل خود را از طبيعت تصوير نمايد.
    وقتي به يك نقاشي منظره ي چيني نگاه مي كنيم عظمت طبيعت را بدون نياز به مشاهده جزئيات حس مي كنيم. كوهها، رودها و درختان و ... همه با آن نيروي ذاتي خود در تصوير حضور دارند. انسانها اغلب چون ذرات ناچيزي در گوشه و كنار ديده مي شوند. اين نوع تصويرگري با تعاليم لائوتسه كه انسان را در قياس با عناصر طبيعت عنصري كوچك و حقير مي داند، هم سويي و همنوايي كامل دارد.


    (تصوير 2-6)

    صورت گري و تصوير انسان محورانه نيز بخشي از آثار نقاشي چين را تشكيل مي دهد. تصاوير انسانهاي شاخص چون امپراطوران ، شعرا، هنرمنان و شخصيتهاي مذهبي چون «بودا» نيز در طيف وسيعي از آثار مشاهده مي شوند. در تكنيك اين گونه از آثار مي توان تأثير فرهنگ هاي همجوار چين چون هند، آسياي ميانه، ايران و حتي برجسته نمايي شيوه ي غربي را مشاهده كرد. برخي از نقاشان نيز مجذوب زندگي روزمره مردم عادي گشتند و وقايع و اتفاقات را بي پيرايه به تصوير كشيدند.


    (تصوير 3-6)


    پيكرتراشي در چين طيف وسيعي از جنسها، اندازه ها و موضوعات را دربر مي گيرد. قديمي ترين تنديسهاي بدست آمده، مجسمه هاي كوچكي از سفال بسيار مرغوب(نزديك به چين) و يا پيكره هاي كوچكي از جنس سنگ يشم سبز يا مرمر سفيد است. بسياري از اين تنديسها در مقبره ي پادشاهان سلسله شانگ يافت شده كه از آيين به خاك سپاري لوازم و اشياء مختلف همراه با مردگان در آن عصر حكايت مي كند.
    اما هنگامي كه سخن از مجسمه سازي آن هم در مقياسهاي بزرگ به ميان مي آيد. هنر بودايي است كه يكه تاز اين ميدان است. ميلونها نمونه از تنديسهاي بودا، قدسيان و خدايان مختلف در عرصه هنر ديني شرق دور خود نمايي مي كنند. لازم است بدانيم كه هنربودايي در سده هاي نخستين خود عاري از هرگونه شمايلي است. در اين دوره هيچ مجسمه اي از بودا بدست نيامده و همواره به صورت نمادها و نشانه هاي خاص از او ياد شده است. با گسترش آئين بودايي و همزمان با اوج گيري داد و ستد ملل و اقوام از طريق جاده ي ابريشم سنن ديني هم از يكديگر تأثير پذيرفتند. هنرمندان با آثار هنري اقوام ديگر آشنا شدند و از يكديگر بهره گرفتند و روشها آموختند. رفته رفته تصوير كردن «بودا» ساختن شمايلهاي او رواج يافت. از حدود قرن اول ميلادي نيايش شمايلهاي «بودا» اشاعه يافت و جالب است بدانيم كه با گسترش جغرافيايي آيين بودايي نه تنها بر تعداد تنديسهاي بودا افزوده شده بلكه ابعاد مجسمه ها نيز رشد كرده است.
    مجسمه هاي غول پيكر بودا در باميان افغانستان، سريلانكا (تصوير 4-6 الف و ب) و بوداهاي عظيم الجثه بي شماري كه در غارهاي هزار بوداري نواحي مختلف چين ديده مي شوند (تصوير 5-6 ) نمونه هاي خوبي در اين زمينه اند.


    (تصویر3-6)


    (تصوير 4-6)


    (تصوير 5-6)


    هنر شرق دور (چين): (ايران و چين ، پرسشهای فصل ششم و ... )


    ايران و چين :
    ايران و چين از ديرباز از طريق جاده ابريشم با يكديگر مرتبط بوده اند و گروه هاي زيادي از ايران بزرگ و آسياي ميانه به چين مهاجرت كردند و در آنجا رحل اقامت افكندند، ايالت شين جيانگ (سينك يانگ) در شمال غربي چين موطن اين جمعيت مسلمان است. البته مسلمانان ديگري هم از راههاي دريايي و مسيرهاي متفاوت به چين وارد شده اند. لذا تأثيرات اسلام را تقريباً در اكثر مناطق چين مي توان مشاهده كرد.


    (تصوير6-6)

    شهرهاي مهم و تاريخي كه كاشغروختن در ايالت داراي آثار معماري ارزنده اي است كه با سبك معماري و كاشيكاري ايراني و با الفاظ فارسي آراسته شده اند. مسلمانان چيني تحت تأثير فرهنگ و مذهب ايران تعداد زيادي از واژه هاي فارسي را خصوصاً در مضامين مذهبي بكار مي برند. از آن ميان است آبدست (وضو) ، بانگ نماز (اذان) ، نماز بامداد (نماز صبح) ، نماز پيشين (ظهر) ، نماز ديگر (عصر) ، نماز شام (مغرب) ، نماز خفتن (عشاء) و ...


    (تصوير7-6)

    ايران نيز از بسياري از جهات از هنر چين خصوصاً ساخت و تزئين ظروف چيني تأثير پذيرفت. چين هنوز هم پس از گذشت قرون و اعصار به ساخت ظروف چيني ظريف و زيبا شهرت دارد.


    (تصوير8-6)


    (تصوير9-6)


    ================================================== ===========

    پرسشها فصل ششم :


    1 – قدمت تمدن مدرن چين به چه عهدي باز مي گردد؟ توضيح دهيد .
    قدمت قطعي و مستند اين تمدن مربوط به سلسله ي شانگ shang‌است. اكتشافات باستان شناسي به وجود تمدن و حكومت منسجمي در دشتهاي اطراف رودخانه ي زرد ياهوانگ هود و شمال و شمال شرق چين گواهي داده است. سلسله شانگ از 1554 تا 1045 پيش از ميلاد برقرار بود و همين حكومت وحدت گروهها و تمدنهاي ابتدايي و پراكنده در سطح چي را براي اولين بار برقرار نمود.

    2- تفكر و هنر چنين تحت تأثير چه نظام هاي فكري و اعتقادي بوده است؟
    تحت تأثير سه نظام فكري و اعتقادي يعني تعاليم «تائو» و «لائوتسه» ، «كنفوسيوس»و «بودا» شكل گرفته است.
    1 – قدمت «تائوتيزم» به 604 پيش از ميلاد باز مي گردد. بنيان گذار اين تفكر مشخص بنام لائوتسه بوده كه جز يك كتاب كوچك تحت عنوان در راه و قدرت هاي آن «از وي چيزي به جاي نمانده است . تعاليم عرفاني لائوتسه مربوط به يكانگي با نيروي لايزال جهان است و شامل دستورهاي جادويي و كيمياگري مي شود.»
    2 – كنفوسيوس در سال 551 پيش از ميلاد ديده به جهان گشوده تعاليم او ضمن تأكيد او ضمن تأكيد بر جنبه هاي اخلاقي متوجه ايجاد تحولاتي در جهت بهبود ساختار اجتماعي و نظام حكومتي بود. كنفوسيوس را بيشتر مي توان يك مصلح فيلسوف دانست تا يك پيشواي مذهبي.
    3 – بودا شاهزاده ي هندي بود كه در قرن ششم پيش از ميلاد در هند متولد شد. در همان سرزمين به ترويج تعاليمش پرداخت و همانجا نيز جان سپرد.

    3 – تمدنهاي چين دهند چه وجه اشتراكي داشته اند؟ اين وجه اشتراك چگونه در وادي هنر خود نمايي كرده است؟
    به جهت وجود بودا (شاهزاده هندي كه در قرن ششم پيش از ميلاد) مي زيسته. دين او در فاصله ي چند قرن ميان اقوام، ملل و فرهنگ هاي مجاور مقبوليت وسيع يافت ، جاده ابريشم در انتقال اين آئين و هنرهاي ناشي شده از آن نقش مهم و حساسي ايفا نمود. از طريق همين شبكه راه بود كه فرهنگ هاي گوناگون شرقي و غربي با يكديگر آميخته و انعكاس اين آميزش مبارك را مي توان به بهترين نحو در آثار هنري دوره بودايي كه از قرن اول ميلادي به بعد وسعت يافت، مشاهده كرد.
    امروز معبد – غارها – نقاشيهاي روي ديوار، طاق پرستشگاهها و تنديسها و شمايلهاي چوبي، گلي و سنگي بي شمار با مضامين بودايي در جاي جاي اين كشور وسيع پراكنده است.

    4 – چرا هنر خط به عنوان مهمترين هنر در چين مطرح است؟
    زيرا خطاطي نه تنها به عنوان يك هنر بلكه به عنوان سنگ محك شخصيت افراد در چين مورد توجه و عنايت است. از اين رو آموزش خط به عنوان يك پديده ي تربيتي بنيادين از دوران كودكي آغاز مي شود. يك فرد اهل چين مي بايست همواره توان خويش را در خوشنويسي حفظ نموده ، بتواند به اثبات برساند. اين هنر با تعاليم لائوتسه ارتباط مستقيم دارد. بنابراين تعاليم حركت قلم مي بايست داراي تمام نيروي هاي حيات بخش جهان و كيهان شامل نيروهاي نهان در كوهها، رودخانه ها، صخره ها، درختان ، حشرات و ديگر جانداران مي باشد. آثار خط در سراسر چين به خاطر عنوان يك سنت فرهنگي ملي بصورت خطوط و تزئين بر سر در و ديوار معابد ، غارها ، سينه كوهها، و عنصري از عناصر نقاشي ديده مي شود و رواج كامل دارد.

    5 – چرا خط و نقاشي در چين بسيار به يكديگر نزديكند؟ توضيح دهيد.
    زيرا ابزار هردو يكي است و زمينه كار نيز كاغذ يا ابريشم است. طبيعت از موضوعاتي است كه بسياري از نقاشان را تحت تأثير خود قرار داده. اما مفهوم طبيعت در تفكر هنري چين با طبيعت در ديدگاه نقاشان طبيعت گراي غرب كاملاً متفاوت است. نقاشي چيني با يگانگي با روح و جوهر طبيعت مي انديشد و مي كوشد تا با ايجاد فضاهاي به كمك حركت مواج قلم مو و با حداقل پرداختن به جزئيات ، تخيل خود را از طبيعت تصوير نمايد.

    6 – چه تفاوتي ميان پيكرتراشي چين در دوران بودايي و قبل از آن وجود دارد؟ علت اين تفاوت در چيست؟
    قديمي ترين تنديسهاي بدست آمده، مجسمه هاي كوچكي از جنس سفال بسيار مرغوب و يا پيكره هاي كوچكي از جنس سنگ يشم سبز يا مرمر سفيد است. بسياري از اين تنديسها در مقبره پادشاهان سلسله ي شانگ يافت شده كه از آئين به خاك سپاري اشيا و لوازم مختلف همراه با مردگان در آن عصر حكايت مي كند.
    اما هنگامي كه سخن از مجسمه سازي آن هم در مقياسهاي بزرگ به ميان مي آيد، هنربودايي است كه يكه تاز اين ميدان است.هنر بودايي در سده هاي نخستين خود عاري از هر گونه شمايلي است و در اين دوره هيچ مجسمه اي از بودا بدست نيامده . اما با گسترش آئين بودايي همزمان با اوج گيري داد و ستد و ملل و اقوام مختلف از طريق جاده ي ابريشم سنن ديني هم از يكديگر تأثير پذيرفتند و رفته رفته تصوير كردن بودا و ساخت شمايلهاي او رواج يافت. اما هنرمندان چيني در طي قرون، در ساخت تنديسهاي چوبي نيز بسيار پيش رفتند.

    7 – فرهنگ اسلامي در كداميك از مناطق چين جنبه ي قوي تري دارد؟
    در اكثر مناطق چنين مي توان مشاهده كرد. شهرهاي مهم و تاريخي كاشغروختن در اين ايالت داراي آثار معماري ارزنده اي است كه با سبك معماري و كاشيكاري ايراني و با الفاظ فارسي آراسته شده اند.
  • 2 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #14

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.76
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,196 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    فصل هفتم : هنر يونان


    دوره هندسي ، دوره کهن ، دوره کلاسیک و ...
    به جرأت مي توان گفت كه هيچ فرهنگي و هنري به اندازه فرهنگ و هنر يونان باستان در شكل گيري هويت هنري مغرب زمين مؤثر نبوده است. اين تأثيرات تا حدي ژرف و وسيع است كه آثار آنرا هنوز پس از گذشت قرون و اعصار مي توان دريافت ادبي، هنري و معماري و بسياري از كشورهاي اروپايي مشاهده كرد. ظاهر آثار هنري يونان نيز، همانگونه كه خواهيم ديد آشناتر، ملموس تر و قابل درك تر از آثار به جاي مانده از تمدنهاي ديگر چون مصر ، هند، شرق دور و ... مي نمايد. لذا جا دارد از خود بپرسيم كه چگونه ممكن است كه درك آثار هنري يكي از تمدنهاي كهن نسبت به آثار ديگر تمدنها آسانتر باشد؟ چرا يك ايراني كه قريب به 800 سال تاريخ مشترك با هندوستان دارد. فهم و درك هنر اسطوره اي هند دشوارتر است و در عوض يك اثر يوناني مثل مجسمه ديسك پران پديده اي آشناتر و قابل فهم تر مي نمايد.

    (تصوير 1-7)


    پاسخ سؤالات از اين سنخ را مي بايست در جهان بيني موجود در پس آثار هر يك از تمدنها جستجو كرد. قبلاً گفتيم كه دين و اعتقادات خاص مذهبي در شكل گيري آثار هنري خصوصاً در تمدنهاي كهن، اساسي ترين نقش را ايفا مي كرده اند. حال خوب است كه به طور اجمال بدانيم كه در پس آثار هنري تمدن يونان چه ديدگاهي نسبت به جهان وجود دارد.
    بارزترين ويژگي نگرش ديني يونان باستان كه در آثار هنري آن نيز منعكس است جهان بيني انسان گرايانه است. هنگامي كه در اديان يونان باستان دقيق شويم در مي يابيم كه مردمي كه تمدن يونان را تشكيل مي دادند و در دولت شهرهاي مستقلي مي زيسته اند كه داراي نظام ديني منسجم و يكپارچه اي نبود. به عبارت يگر دين مشخص و تعريف شده اي با شريعت منسجم و آداب و آئين هاي خاص در ميان يونانيان وجود نداشته است.
    كتاب مقدسي در ميان نبوده كه رابطه جهان ماده را با عالم ماوراء طبيعت برقرار كند. در عوض افسانه هايي در مورد موجودات آسماني در ميان مردم روح داشته كه مادرها و مادربزرگ ها به صورت داستانهاي جذاب و پرنشيب و فراز براي زنان و فرزندزادگان خود تعريف مي كردند.
    اين افسانه ها طبيعتاً در جوامع مختلف یونانی با ذوق و سليقه داستانسرا فراز و نشيب هاي متفاوتي مي يافت اما شخصيت هاي اصلي داستانها كه همان خدايان و قهرمانان اسطوره اي بودند همواره ثابت مي ماندند. شايد بتوان شخصيت هاي مثبت و منفي افسانه هاي يونان را با رستم و ديو سفيد و ديگر شخصيت هاي شاهنامه قياس نمود. اين داستانها رفته رفته بافت ذهني اهالي آن منطقه را نسبت به كيفيت ماورآئ طبيعت تشكيل دادند. موضوع اين داستانها در ارتباط با نيروهاي الهي بود و نيايش خداوند نيز به عنوان يك پديده ي فطري بشري زمينه را براي تدوين متوفي با موضوعات خدايي فراهم كرده بود.
    نبودن يك كتاب آسماني و شريعت مدون نيز تأكيد مضاعفي بر اين نياز بود.
    انجام اين وظيفه مهم را شعرا و هنرمندان به عهده داشتند و در نتيجه اين كوششها متون ادبي و ديوانهاي شعري اسطوره اي حماسي ارزنده اي به ظهور رسيد. اين متون پيكره اصلي دين مكتوب يونان باستان را تشكيل مي دهند.
    اگر به خاطر متون رزمي، بزمي و عاشقانه نمي بود اساساً تصور يك سنت مذهبي واحد براي يونان ممكن نبود. در اين ميان هومر و هيسود (Hesiod) نقشي تعيين كننده داشتند. تعاريف و توصيفات ايشان از خديان و عالم ماوراي ماده به عنوان مرجعی براي ديگران متفكرين و ادباي يوناني مورد توجه قرار گرفت.
    مي بينيم كه واژه دين و فرهنگ يونان مفهومي متفاوت با برداشت رايج از اين واژه دارد. دين يوناني ديني شاعرانه، افسانه اي و مخلوق بشر است و لذا خدايان اين فرهنگ نيز چيزي نيستند مگر انسانهاي آرماني با عمر جاوداني . به عبارت ساده تر تصور انسان يوناني از قدرت مطلق ، علم مطلق و زيبايي مطلق و در قالب قدرتمندترين انسان،‌عالم ترين انسان و زيباترين انسان جلوه گر شد يونانيان اين برترين انسانها را بر مسند خدايي نشاندند. از اين دست كه هنر ديني يونان كاملاً سنگ و بومي انساني دارد، با ارزشهاي انساني محك زده مي شود و با تكيه بر حواس ظاهري قابل لمس و درك است.
    زيبايي در هنر يوناني و مشتقات آن به راحتي حس مي شود و قابل فهم است.
    تلقي انسان محورانه ي يونان باستان عاملي بوده كه در رشد قوه ي استدلال و تلاش در تغيير محيط اطراف و انطباق آن با نيازهاي انساني مؤثر واقع شد. ازاين لحاظ تفكر و هنر دنيا مأدبانه و دائماً در حال تغيير يوناني در مقابل نگرش ايستاي مصري قرار مي گيرد. در عصر فراعنه، جهان خدايان، با قوانين اصول و ثابت حكومتي از طريق فرعونها كه خود را به او منتسب مي دانستند زمين را اداره مي كرد.
    ايستايي و ثبات دو هزار ساله در هنر و تفكر مصري ناشي از همين امر است. برعكس كه در يونان كه خدايانش زائيده ي ذوق هنري ادبي انسانها بودند. اين انسان بود كه خود مي بايست در امور زندگي و اداره حكوت عقل نمايد و آينده ي خويش را رقم زند.
    نشيب و فراز و تغييرات مدام نظام حكومتي در يونان، ناشي از تجربيات متعددي است كه در رسيدن به نوع زيست مطلوب اجتماعي در اين تمدن صورت گرفته .لذا عجيب نيست كه بسياري از الفاظ رايج در وادي سياست، قدمت چند هزار ساله، داشته و از يونان به ارث رسيده است.
    واژه هايي چون دمكراسي (حكومت ملي) اتوكراسي ( حكومت مستقل) و اريستو كراسي (حكومت اشرافي) همه يوناني هستند و حتي واژه ي مهم پولتيك (سياست) از ريشه ي يوناني polis به معني دولت گرفته شده است.
    دوره چهارصد ساله يونان ميان 1100 تا 700 ق.م دوراني است كه طي آن تمدني يوناني شكل گرفت. آثار زيادي از سه قرن اول اين دوران باقي نمانده است و از قرن هشتم ق.م است كه ما به آثار ارزنده اي برمي خوريم و تاريخ مستند يونان هم از همين طريق يعني سال 776 ق.م كه سال تأسيس بازيهاي المپيك است آغاز مي شود.
    براي سهولت در فراگيري تحولات هنري يونان، سير هنرها را در چند دوره ي مجزا بررسي مي كنيم . بديهي است كه اين ادوار رابطه اي تنگاتنگ با هم دارند و اين تقسيمات اعتباري است.

    1 – دوره هندسي (تا قرن 8 ق.م)
    2 – دوره كهن (قرون 7و6 ق.م)
    3 - دوره كلاسيك ( قرن 5و4 ق.م)
    4 – دوره هلني ( قرن چهارم ق.م تا آغاز تاريخ ميلادي)

    1. دوره هندسي كه تا 700 ق.م رواج داشت. اصلي ترين تجليات هنري در شكل ظروف سفالين با نقوش هندسي ظاهر گشته. اين دوره با استفاده از اشكال ساده ي هندسي چون مربع ، مستطيل ، لوزي ، دايره و سطوح شطرنجي و زيگزاگ آغاز شد. رفته رفته تصاوير انسانها نيز ظاهر گشت ليكن اين تصاوير نيز مباني هندسي داشتند يعني اغلب از اشكال خلاصه شده هندسي پديد آمده بودند. به واسطه ي استفاده مكرر از طرحهايي اين چنين اين عصر را دوره هندسي نام نهادند.

    2 – دوره كهن : با ارتباط و تأثيرپذيري يونان از هنر مصر حدود قرن هفتم ق.م آغاز مي شود. نوع ايستادن موقر و آئيني رايج در هنر مصري در پيكره هاي يوناني ظاهر مي شود. هنر پيكرتراش در اواخر دوره كهن به مرتبه بالايي از دانش فني ارتقا يافت. در شيوه ي رايج در نقوش ظروف سفالين (1 – دوره اي كه نقش جانداران بر روي زمينه اي سياهرنگ با خطوط نازك حك مي شد. 2 – دوره ي نقوش قرمز كه در آن طرح مورد نظر را با خطوط سايه روشن تيره روي متن قرمز سفال ترسيم مي كردند) نيز حاصل همين دوره است.

    3 – دوره كلاسيك : دوره ي قوام پيكرسازي و اوج گيري هنر معماري يونان است. استفاده جدي از تنديسها به عنوان عناصر اصلي تزئيني در بنا، و بهره گيري از ستونهاي زيبا و عظيم معماي يونان را به اوج مي رساند به طوري كه تأثيرات وسيع آن را در ادوار بعد و در ممالك غرب شاهد هستيم. در دوره كلاسيك ، دانش كالبد شناسي و طيف بيشتري از فرمهاي آزاد به كار مي رود از اين رو شاهد تنوع بيشتري از حركات و موضوعات در اين هنر هستيم.

    4 – دوره اي كه پس از مرگ اسكندر كبير( 323) آغاز مي شود تا قرن اول پيش از ميلاد كه امپراطور اسكندر بدست روميان اشغال مي شود و به دوره هلني شهرت دارد. در اين دوره وسعت سرزمينهاي تحت نفوذ يونان موجب تنوعاتي مي گردد كه با لب است اما هويت مستقل و عميق يوناني كلاسيك را داراست.
    تأكيد بر احساسات و عواطف انساني ، و فرد گرايي در هويت تنديسها از ويژگي هنر پيكرسازي اين دوره است. موضوعات روزمره و مناظر عاميانه نيز از خصايلي است كه در اين عهد ظاهر مي شوند.

    براي بررسي هنر يونان سه منبع اصلي وجود دارد.
    الف : گلدانها و ظروف سفالين
    ب : تنديسها
    ج :‌ابنيه

    هنر يونان (گلدانها و ظروف سفالين ، پيكره هاي يوناني ، تندیسها و ... )
    گلدانها و ظروف سفالين :
    يونانيها در ساخت گلدانها و سفالينه ها نبوع و استعداد خاصي داشتند. ساخت اين نوع ظروف از همان درون شكل گيري تمدن يونان رواج داشته است. اولين آثار به جاي مانده از اين دوران به قرن 9و8 ق.م مربوط مي شود.
    اين دوره را به واسطه نوع نقوش باقيمانده دوره هندسي مي نامند. در تصوير 2-7 يكي از ظروف زيباي اواسط قرن 8 ق.م را مي بيند. در اينجا لازم است بدانيم كه اكثر كوزه هاي بزرگ ازاين سنخ، كاربرد مذهبي داشته و مراسم تدفين بكار مي رفته اند. كف كوزه ها در ناحيه پا داراي سوراخهاي متعددي است. دراين ظروف روغن يا شراب مي ريختند. و آن را بر روي قبر متوفي مي گذاشتند تا در جهان بزرگ از آن تغذيه كند. منطقه آتيكا (Attica) به لحاظ ساخت بهترين كوزه ها و زيباترين نقوش شهرت دارد.
    از قرن هفتم ق.م به بعد فرمهاي آزادتر و خلاقانه تر ظروف با نقوش متنوع برمي خوريم. گرچه وجود ذهن منضبط را درپس نقوش شهرت دارد.
    نقوش جانوران انسانها و موجودات اساطيري رفته رفته بر روي بدنه ظروف ظاهر مي شوند. تنوع موضوعات و نقوش به حدي است كه اين ظروف را از وادي وسايل كاربردي و صنايع دستي به مرتبه هنرهاي تجسمي و نقاشي كشانده است. با مطالعه نقوش اين ظروف مي توان به طرح و نقش لباسهاي مردان، زنان، جنگجويان و شيوه هاي آرايش سر و چهره و تزئينات مختلف پي برد.


    (تصوير2-7)

    در تصوير ( 3-7) كوزه تك دسته ي زيبايي را كه به اواخر قرن هشتم يا اوايل قرن هفتم ميلادي مربوط است مي بينيم. سر و گردن كوزه جانوري افسانه اي مركب از شير وعقاب را نشان مي دهد.
    [CENTER]

    (تصوير3-7)
  • 2 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #15

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.76
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,196 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    اگر به طيف آثار متنوع در شكلها و طرحهاي مختلف نظر كنيم به سبك هاي فردي برمي خوريم كه ناشي از اهميت فرد درتمدن يونان است. در هيچ تمدن ديگري اين چنين تأكيد جدي بر فرديت هنرمند ديده نمي شود. فرديت به حدي در تمدن يوناني اهميت داشته كه ما امضاي هنرمندان را نه تنها در زير مجسمه ها و آثار معماري بلكه روي كوزه ها، گلدانها و ظروف سفالين هم مي بينيم.
    تصوير (4-7) نمونه ديگري است از ذوق و مهارت سفالگران نقاش يونان. اين پياله دو دسته ي زيبا اثر گزنوكلس (xenokles) نقاش است و در اواسط قرن 6 ق.م ساخته شده است. هنرمند خلاقيت خود را در داخل پياله نيز بكار برده است.


    (تصوير4-7)

    در تصوير (5-7) نقش داخل پياله را مي بينيم كه صحنه ي مبارزه هراكلس ( پهلوان اساطيري يونان) و تريتون (خداي دريا) است.


    (تصوير5-7)

    نكته ي ديگري كه در مورد نقش و لعاب ظروف يوناني حائز اهميت است اينكه اكثر سفالهاي اوليه داراي زمينه اي سرخرنگ بوده اند. آنگاه سطح نقوش هندسي و تصاوير زنده يا لعابي سياهرنگ روي اين زمينه ي سرخ مشخص مي گشته و سپس جزئيات طرح انسان يا جانور با نوك سوزن روي اين سطح نقش مي شده است. اين روش در عين دشوار بودن در اجرا نيز مانع از پرداخت دقيق به جزييات مي شد. براي رفع اين نقيصه شيوه ي مطلوبتري بكارگرفته شد.
    در اين روش جديد كل سطح ظرف بجز بخشهايي كه قرار بود نقش داشته باشد با لعاب سياهرنگ پوشيده مي شد. آنگاه هنرمند با دقت و آزادي مي توانست با قلم مو يا هر وسيله ي ديگر به جزئيات تصوير بپردازد.


    (تصوير6-7)


    (تصوير7-7)


    لازم است بدانيم كه زيباي و تنوع موجود در آثار هنري يونان را نمي تواني صرفاً به نبوع يك قوم نسبت داد. شرايط جغرافيايي خاص يونان، و ارتباط اقوام مختلف در جنوب ايتاليا، جزيره سيسلي و مردم آسيا صغير و حاشيه ي درياي اژه همه دست به دست هم دادند و هويت متنوع هنر يوناني را تشكيل دادند.


    (تصوير8-7)

    ضمناً در نقوشي كه هويت هندسي صرف عصر هندسي تبديل به تصوير موجودات زنده و صحنه هاي جنگ و نزاع دوران باستان مي شود. مي توان تأثير عنصر هندي بين النهرين و مصر را بوضوح مشاهده نمود. از آنجا كه ظروف يوناني مصرف نقاشي كهن اين تمدن نيز مي باشند. تصاوير (9-7) ، (10-7) تا (13-7) به منظور آشنايي بيشتر با نمونه هاي زيباي اين هنر ارائه گشته اند.


    [CENTER](تصوير9-7)


    (تصوير10-7)



    لازم است بدانيم كه زيبايي و تنوع موجود در آثار هنري يونان را نمي توان صرفاً به نبوع يك قوم نسبت داد. شرايط جغرافيايي خاص يونان، و ارتباط اقوام مختلف در جنوب ايتاليا،جزيره سيسلي و مردم آسياي صغير و حاشيه ي درياي اژه هم دست به دست هم دادند و هويت متنوع هنر يوناني را تشكيل دادند.


    (تصوير8-7)

    ضمناً در نقوشي كه هويت هندسي صرف عصر هندسي به تصوير موجودات زنده و صحنه هاي جنگ و نزاع دوران باستان مي شود، مي توان تأثير عنصر هنري بين النهرين و مصر را بوضوح مشاهده نمود. از آنجا كه ظروف يوناني مصرف نقاشي كهن اين تمدن نيز مي باشند. تصاوير (9-7) ، (10-7) تا (13-7)به منظور آشنايي بيشتر با نمونه هاي زيبا اين نر ارائه گشته اند.
    تصاوی بالا و تصاویر ذکر شده در زیر


    (تصوير12-7)


    (تصوير13-7)
  • 2 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #16

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.76
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,196 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    تنديسها :

    قدمت اولين تنديسهاي يوناني به اواسط قرن 7 ق.م باز مي گردد. تا قبل از آن تنديسهاي كوچك از جنس چوب رواج داشته است. يونانيان تحت تأثير مشرق زمين، خصوصاً تمدنهاي مصر و بين النهرين رفته رفته به ساخت تنديسهاي بزرگ از جنس سنگ پرداختند و در اين امر چنان خلاقيت و تلاش از خود نشان دادند كه هنر مجسمه سازي را به درجه بالايي از طبيعت گرايي ارتقاء دادند.
    در تنديسهاي يوناني و ابتدايي ( تصوير 14-7) مي توان تدثير شيوه ي هندسي را مشاهده كرد. اگر نسبت اجزاي بدن اين اسب را با نقش انسانهاي حاضر در مراسم تشييع جنازه بر روي كوزه شيوه ي هندسي مقايسه كنيم (2-7) به اشتراكات موجود پي خواهيم برد.


    (تصوير14-7)

    اين تنديسهاي كوچك كه غالباً از جنس گل و مفرغ هستند جانوراني چون گاو و اسب را به صورت هاي نمادين و اسطوره اي مجسم نموده اند اين آثار در معابد و گورستانها و پرستشگاهها به خدايان يوناني پيش كش مي شده اند.
    از اواسط قرن 7 ق.م ساخت تنديسهاي كوچك انسان آغاز شد با گذشت زمان دانش مجسمه سازي ، آگاهي از كالبد شناسي و رشد ديدگاههاي زيبايي شناسي هنري موجب ظهور آثاري زيباتر ، دقيق تر و بزرگتر مي شد. در تصاوير( 15-7) و (16-7) دقت كنيد:


    (تصوير15-7)


    (تصوير16-7)

    تصوير (15-7) پيكره اي برنزي است به ارتفاع 5/18 سانتي متر كه مردي را در حال حمل يك قوچ نشان مي دهد. در آن مي توان تدثير روش هندسي را در تقسيم بنديهاي بدن و رعايت تقارن مشاهده كرد. اين پيكره در اواسط قرن هفتم ق.م يعني در ايام رواج روش هندسي ساخته شده است. نزديك به يك قرن بعد پيكره ي ديگري با همان موضوع از جنس مرمر ساخته شد . (تصوير 16-7) در اين اثر حركت، حيات و دانش بيشتري نسبت به كالبد شناسي انسان و جانور ديده مي شود. مجسمه برنزي تصوير(15-7) و آثاري از اين سنخ از پيكره هاي دوره انتقال از شيوه ي هندسي به دوره باستان مي باشند.

    پيكره هاي يوناني و تأثيرات شرقي :
    پيكرتراشي يونان از بسياري جهات متأثر از هنر پيكرتراشي شرقي و مصري است. در پيكره هاي يوناني به تعدادي مجسمه هاي ايستاده از مردان جوان عريان برمي خوريم . شيوه ي ايستادن اين مردان دقيقاً از نوع ايستادن پيكره هاي يادبود مصري تأثير پذيرفته اند. به نوع ايستادن مرد جوان در تصوير (17-7) نگاه كنيد و آنرا با تصوير (15-4) از بخش هنر مصر مقايسه كنيد . به ياد داشته باشيد كه اين مجسمه يوناني تقريباً 2000 سال پس از نمونه مصري ساخته شده است.


    (تصوير17-7)

    با وجود اين تشابهات ،‌هنر پيكرتراشي يوناني راه متفاوتي را در پيش گرفت. بدين معني كه انگيزه ي ساخت تنديسهاي مصري بازسازي شخصيت فرعون به عنوان يك موجود خاص با هويت خدايي بود. در حالي كه در ديدگاه يوناني اين تنديسها معرف كمال و زيبايي مادي و انساني است. به همين لحاظ است كه در ادوار بعدي دقت و عنايت به پيچيدگي ماهيچه ها و حركات بدن آثار بديع در هنر يونان پديد مي آورد كه داراي شخصيتي مستقل از هنر مصري و ديگر هنرهاي شرقي است.
    از اواخر قرن ششم تا اواسط قرن پنجم ق.م به تعدادي پيكره ي حيوانات برمي خوريم كه به نظر مي رسد آنها نيز تحت تأثير فرهنگ هاي شرقي و مصري ساخته شده باشند. تنديس برخي از اين جانوران به عنوان يك عنصر تزئين معماري در كنار يا بر روي آبچكانها و ناودانهاي كنج و حاشيه اي بامها استفاده شده است.


    (تصوير18-7)

    بد نيست بدانيم كه در دوره باستان به جز تنديسهاي مرمرين، پيكره هايي نيز از سفال و سنگهاي متخلخل ساخته مي شد. سنگ هاي اخير سطحي ناصاف دارند .از اين رو پيكره هاي ساخته شده از اين سنگ ها چندان چشم نوازنيستند. براي رفع اين نقيصه، يونانيان به رنگ متوسل شدند. تنديسهاي رنگ شده سنگي و سفالي نيز بخشي از سنت مجسمه سازي اين عهد را تشكيل مي دهند. استفاده گاه و بيگاه از رنگ، در پيكره هاي مرمرين نيز به عنوان تزيين لباس و موي سر و ... رواج داشته است.




    در دوره كلاسيك پيكره ها بيش از پيش خود را از اصول و قراردادهاي رايج رها مي كنند و هنرمندان كه در اين زمان تجربيات پربار پيشينيان خود را دارند. با دانش غني خود به خلق آثار بديع مي پردازند. در اين دوره شاهد استفاده جدي از تنديس ها به عنوان عناصر تزييني بنا هستيم.
    پيكره هاي موجود در طره معبد زئوس در المپيا كه بين 460 تا 456 ق.م بنا شده اند نمونه بارز اين آثار ارزنده به شمار مي روند. در تصوير 20-7 سر آپولو را مي بينيم. اين تصوير جزئي از جثه اي بلند و قوي است كه در وسط طره غربي معبد زئوس جاي گرفته است.


    (تصوير20-7)
  • 3 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #17

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.76
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,196 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    استفاده از پيكره ها به عنوان بخشي از ستون نيز در هنر معماري مجسمه سازي يوناني رواج خاصي داشت. ستونهاي ايوان ارختئوم در آركئوپولس( تصوير 21-7) نمونه هاي خوبي از يگانگي موفق معماري و پيكرتراشي است. اين پيكره ها را با پيكره ارابه ران دلفي (تصوير21-7) نمونه هاي خوبي از يگانگي موفق معماري و پيكرتراشي است. اين پيكره ها را با پيكره ارابه ران دلفي ( تصوير 22-7) و مجسمه هاي پيلوس ( تصوير23-7) مقايسه كنيد. در اين دو تصوير كشيدگي و استواري ستون مانند اندام چنان است كه به راحتي مي توان تصور كرد كه قابليت بهره برداري به عنوان ستون بنا را دارند. البته نبايد فراموش كنيم كه اوج حركت بدن را نيز مي توان در پيكرتراشي دوره كلاسيك به نيكويي و در اوج زيبايي مشاهده كرد. (تصوير 1-7 پيكر ديسك پران)


    (تصوير21-7)


    (تصوير22-7)


    (تصوير23-7)


    از اوايل قرن چهارن ق.م تحولاتي در هنر پيكرتراشي رخ داد كه از قانونمندي مشخصي پيروي نمي كند. از اين رو نمي توان نام خاصي بر آن نهاد، از اواخر قرن چهارم با گسترش فرهنگي يوناني در مناطق و سرزمينهاي شرقي، سنتي آغاز گرديد كه به سنت هاي هلني شهرت دارد. در هنر دوره هلني شباهتهاي فردي اهميتي بسزا مي يابد و در عين حال تأكيد به كمال زيبايي جسماني حفظ مي شود و اسلوب پرداختن به جامه و چينهاي جامه به صورت پيچيده تري نمايان مي گردد.


    (تصوير24-7)

    در اين پيكره تركيبي آزاد، واقعگرا و سرشار از آگاهي را مشاهده مي كنيم.
    در دوره هاي هلني به آثار برمي خوريم كه از لحاظ موضوعي با آثار رايج يوناني قدرت تفاوت دارد. تصوير(25-7) منظره اي است از مردي در حال مرگ، اين مرد از قوم گال است . قومي كه در دوره اي با يونانيان به جنگ برخاستند ولي شكست خوردند.


    (تصوير25-7)

    پيكره هاي جاي گرفته بر روي كتيبه هاي بناهاي مذهبي كه چيزي ميان تنديس و نقش برجسته هستند. نيز بخش مهمي از هنر پيكرتراشي وابسته به معماري به شمار مي روند. كتيبه ي زئوس در حال نبرد با سه غول از ضلع شرقي « مذبح زئوس» گرچه در وضع مطلوبي نيست و بسياري از بخشهاي آن تخريب گشته است اما نمونه ي ارزنده اي است كه معرف پيكرتراشي كتيبه اي در دوره هلني است.


    (تصوير26-7)
  • 3 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #18

    تاریخ عضویت
    Apr 2010
    شماره عضویت
    8
    عنوان کاربر
    همکار بازنشسته
    میانگین پست در روز
    1.76
    محل سکونت
    in my home
    نوشته ها
    2,837
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    امتیازها: 40,021, سطح: 100
    تمام شدن سطح: 0%,
    میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 0
    فعالیت کل: 0%
    فعالیت کل: 0%
    پسندیده
    4,394
    مورد پسند : 6,196 بار در 2,403 پست
    میزان امتیاز
    93

    پیش فرض

    فصل هشتم : ميراث فرهنگي و تمدنهاي باستاني


    حفظ و مرمت آثار تاريخي و پرسشهای فصل هشتم
    مطالعات مربوط به سيرهنر در تاريخ از جمله وسيع ترين، پوياترين در عين حال جذاب ترين مطالعات است. چرا كه آثار هنري خلق شده توسط انسانها، معلول عوامل متعدد و متنوعي چون اعتقادات ديني، شرايط اقليمي وضعيت اقتصادي ، اوضاع سياسي و بافت رواني و شرايط اجتماعي هنرمند، تأثير فرهنگ هاي همجوار و دهها عامل ديگر است.
    قوه خلاقيت و نوآوري نيز از عناصر مهمي است كه در شكل گيري يك اثر هنري تأثير بسزا دارد. فرآيند خلاقيت از جمله مواردي است كه ذهن روان شناسان را تا به امروز مشغول داشته و هنوز زواياي پنهان آن كشف شده و عرضه بي پايان آن مورد مطالعه شايسته قرار نگرفته است. خلاقيت از صفات خداوندي است كه به همراه بسياري از صفات پيچيده ي ديگر در انسان به وديعت نهاده شده است. حال اگر عنصر خلاقيت و ويژگيهاي رواني فردي هنرمند را در كنار دهها عنصر ديگر مؤثر در شكل گيري آثار هنري قرار دهيم و به دامنه ي وسيع و بي پايان دانشهاي مربوط به هر يك نظر افكنيم. وسعت و عمق معرفتي كه موضوع آن در سير هنر در تاريخ است بر ما آشكار خواهد شد.
    به هنگام روبرو شدن با عرصه اي چنين گسترده و ژرف، و مطالعه ي تاريخ ، نمونه هاي آثار و تجزيه و تحليلهاي مربوط به كارهاي هنري مي بايد خود را در مقابل دو سؤال مهم و بنيادي قرار دهيم :

    1 – دانش ما در اين باب چقدر كامل است؟
    2 – قضاوتهاي ما در مورد انگيزه و علت پيدايش آثار هنري تا چه حد قطعي و معتبر است؟
    در پاسخ به اين دو سؤال بنيادي لازم است بدانيم كه در راه نيل به يك دانش كامل در باب تاريخ هنر چه منابعي مورد نياز هستند و اينكه مواد خام اين مطالعه چگونه تأمين مي شود. دسترسي به آثار هنري مقدم است بر مطالعه ي آن چرا كه بديهي است در مورد آثار به علت نيامده و تمدنهاي كشف نشده نه دانشي داريم و نه مي توانيم قضاوتي بكنيم.
    علم باستان شناسي در كشف آثار به جا مانده از تمدنهاي كهن نقش كليدي دارد.
    باستان شناسي علمي است كه هدف آن كشف و بررسي آثار مربوط به ادوار بيش از تاريخ و دوره هاي نخستين تاريخي است. هدف اين اكتشافات و مطالعات درك نظام، تقدم و تأخر وقايع و سير بروز فرهنگ ها و تمدنها در يك روند منطقي و صحيح است.
    اين عمل از يك سو با انسان شناسي و قوم شناسي و در سوي ديگر با علم تاريخ ، خط شناسي و فرهنگ هاي بومي مرتبط است و لذا گستره ي وسيعي را تحت پوشش قرار مي دهد. علم باستان شناسي بر اشياء و آثار به جاي مانده دريافت شده از ادوار كهن اتكا دارد.
    آثاري از سنگ، استخوان، سفال ، بقايا آتشگاههاي قبايل، قبرها، و ويرانه هاي برجاي مانده از دهكده ها، شهرها و كتيبه ها و ابزار و منابعي هستند كه باستان شناسان نظريه هاي خود را بر آنها بنا مي كنند.حتي فسيلها ، بقاياي برگ ها و دانه هاي گياهان مي توانند باستان شناسان را در پي بردن به آثار زيست انسانها و كشف اشياء و مصنوعات در آن حوالي ياري كنند.
    دامنه ي باستان شناسي بسيار گسترده است. باستان شناسان و هنرشناسان كوشيده اند تا اين يافته ها را در اتباط منطقي با هم قرار داده، آنگاه استنباط خود را به عنوان يك نظريه مطرح نمايند. بسيار پيش آمده كه نظريه ي رايجي با بافته هاي جديد مردود شناخته شده و نظريه ي ديگري كه مبتني بر اكتشافات و اطلاعات جامعتري است جايگزين آن شده است.

    از مباحث فوق معلوم مي شود كه :
    1 – دانش ما نسبت به تاريخ هنر ( خصوصاً در باب تمدنهاي كهن) به علت كمبود قراين همواره، ناقص است و نظريه هاي ارائه شده در مورد قانونمندي هنرهاي آن ادوار ممكن است با يافته هاي جديد دستخوش تحول شوند.
    2 – اعتبار فرضيه هاي ارائه شده در مورد علل و انگيزه هاي پيدايش آثارهنري هنگامي قوت مي يابد كه مستنداتي در تأثير آن نظريه از جهات تاريخي، اجتماعي و عقيدتي وجود داشته باشد. پس اعتبار نظريه ها تا زماني است كه با مدارك جديد و ارائه نظرات اصلاحي، تكميل يا مردود نشده باشند. يافته هاي نو مي توانند اعتبار نظريه ها را تقويت يا تضعيف نمايند.

    حفظ و مرمت آثار تاريخي :
    كتب هنري همواره مملو از تصاوير هستند چرا كه كلام صرف از بيان كامل آنچه به چشم مشاهده مي شود عاجز است. زبان بدون تصوير در وادي هنر به مانند تلاش در توصيف چهره اي زيبا است كه تا به مشاهده در نيايد در پرده اي از ابهام باقي خواهد ماند. حتي تلاش در توصيف غزلي زيبا از حافظ بدون خواندن خود عزل كاري عبث مي نمايد و بارزتر از اين مثال شايد اين باشد كه فردي بخواهد لطافت، عمق و عظمت يك قطعه موسيقي را در كلام بياورد. يا آنرا مكتوب نمايد بدون اينكه نواي آن قطعه را به گوشها آشنا سازد. اين است كه تصاويرجزء لاينفك مطالعه ي هنرهاي تجسمي به شمار مي ايند.
    اما تصوير تنها مي تواند انسان را تا اندازه اي به اصل اثر نزديك نمايد. «ابعاد» ، «جنس» ، «بافت» و «فضا» (خصوصاً در آثار سه بعدي) از عناصري هستند كه دسترسي به آنها از دريچه تصوير ميسر است. موزه ها و فضاهاي باستاني مي توانند ما را چند پله ي ديگر به واقعيت نزديك كنند. از اين مرحله به بعد است كه انسان مي تواند با كمك تخيل و خلاقيت، با استفاده از مكتوبات و اسناد و مطالعات مربوط، از سد زمان و مكان عبور كند و تا حد ممكن به اصل اثر در محيط واقعيش نزديك شود.
    رشته خط و حرمت آثار هنري از تخصصهاي مهم وابسته به هنر است و همانطور كه از نامش پيداست به محافظت آثار سالم هنر و ترميم آثار مصدوم مي پردازد، آثار هنري را عواملي چون فرسايش هاي فيزيكي و عفونتهاي بيولوژيكي و تحولات شيميايي تهديد و تخريب مي كند. ايجاد فضاي مناسب ( دما – رطوبت – نور) استفاده از شيوه هاي مختلف گندزدايي – اسيد زدايي و .. كه بر دانش شيمي و فيزيك و بيولوژيك و ... استوار است بقاي آثار در شرايط مطلوب تضمين مي نمايد. در مورد ‌آثاري كه به نحوي تخريب شده اند، روشها قدري پيچيده ترند. آگاهي از مصالح و مواد مورد استفاده و شناخت واكنشهاي فيزيكي و شيميايي هر يك از مواد مي تواند يك مرمت گر را در انتخاب شيوه ي بازسازي مناسب بر اثر مورد مرمّت ياري دهد.
    دانش هنري از ضروريات كار يك حفاظت گويا مرمت گراست چرا كه اين متخصصان در مواردي مجبور به بازسازي بخش مفقود گشته ي يك اثر مي شوند. در چنين مواردي سبك شناسي ، آشنايي با فرم، رنگ، حجم و مهارت استفاده از ابزار هنري چون قلم مو، براي مرمت گر ضروري است.
    حفظ و احياي اثار هنري از قرن بيستم ، كه بشر بيش از پيش به ارزش معنوي و مادي اين اثر پي مي برد مورد توجه قرار گرفته است به طوري كه رشته هاي آكادميك و دانشگاهي مختص اين علوم پا به عرصه وجود گذاشته اند. رشته هاي علوم موزه اي، مرمت آثار هنري، و مرمت ابنيه تاريخي، سه رشته مستقلي هستند كه در بعضي از كشورها تا مقطع دكترا تدريس مي شوند.
    در اين ميان رشته ي مرمت آثار هنري خود به شاخه هاي تخصصي تر مثل مرمت نقاشي رنگ و روغن، مرمت آثار سنگي، چوبي ، فلزي و حتي مرمت نسخ خطي و آثار كاغذي ... تقسيم مي شود.
    پيدايش تخصصهاي مختلف هنري حكايت از نياز انسان به حفظ ميراث فرهنگي دارد. هر چه زمان به جلو مي رود،‌احساس نياز بشر نسبت به حفظ هويت خود بيشتر مي شود هر چه بشر در مورد هويت خود مي انديشد آثار هنري را صادق ترين آئينه ي هويت خود مي داند، اين آثار هنري هستند كه جوهره ي هويت انسان را در طول قرون و هزاره ها و اعصار با خود حمل كرده اند.
    بشر بدودن توجه به ردپاي گذشته خود به هراس مي افتد. هراس از گم كردن مبدأ، انسان اينك ارزش اين گنجينه را كه با تاريخ تفكر، فطرت و هويت او مرتبط است. دريافته و قصد دارد تا با بهره گيري از علوم و فنون متفاوت آنرا پاس دارد.
    توجه به ميراث فرهنگي و حفظ احياي اين آثار، براي مللي كه از تاريخي طولاني و تمدني غني برخوردارند بسيار حائز اهميت است.
    اين ملل عموماً جزو كشورهاي در حال توسعه بشمار مي آيند و به رغم اينكه خزانه ي بي مانند و ارزشمند ميراث فرهنگي بشر را در تملك خود دارند با مشكلات عديده ي ناشي از فقر اقتصادي روبرو هستند. طرح معرفي ميراث فرهنگي از جهات مختلف براي اين كشورها مفيد است.

    الف : با حفظ، احيا و معرفي ميراث فرهنگي ملل، روح بالندگي، اعتماد به نفس . فخر به هويت كهن در ميان مردم بسياري از كشورهاي جهان سوم زنده مي شود.

    ب : اين معرفي و تبليغ گسترده، زمينه ي گسترش توسعه ي صنعت توريسم را در اين كشورها گسترش مي دهد. چنانچه از امكانات جهانگردي با سياست هاي صحيح استفاده شود منابع مالي عظيمي كه از اين راه حاصل مي شود مي تواند آهنگ رشد اقتصادي، ثبات سياسي و ارتقاي فرهنگي كشورهاي مذكوررا سرعت بخشد.

    ايران كشوري است كه با داشتن ميراث فرهنگي غني يا شهرت جهاني مي تواند ولي بايد از اين گنجينه ي خدادادي استفاده ي عظيمي ببرد. گامهاي نخستين اين راه پيموده شده است. ايجاد رشته هاي گوناگون مربوط به حفظ ميراث فرهنگي، پژوهشكده ها و مراكزي كه به منضبط تر و علمي تر نمودن اين تخصص اشتغال دارند از اقدامات مهمي است كه انجام گرفته است. ارتقاي فرهنگ عمومي در باب اهميت دادن به ميراث ملي نيز بايد همدوش با اين فعاليت ها پيش برود. در نهايت هدايت كوششهاي انجام شده به سوي معرفي جهاني اين آثار و بهره گيري صحيح از آنها به مثابه اهرم رشد كمي و كيفي و بنيه ملي از وظايف ملي و ميهني هر ايراني است و اين تنها يك سياست توسعه نيست. شكرگزاري نعمت است. نعمتي كه خداوند به ملت ما عطا فرموده و گذشتگان ما پاسدار آن بوده اند.


    ================================================== ============

    پرسشها فصل هشتم :


    1 – چه علومي با مطالعات سيرهنر در تاريخ ارتباط دارند؟
    علم باستان شناسي، علمي است كه هدف آن كشف و بررسي آثار مربوط به ادواريش از تاريخ و دوره هاي نخستين تاريخي است. هدف اين اكتشافات و مطالعات درك نظام ، تقدم و تأخر وقايع و سير بروز فرهنگ ها و تمدنها در يك روند منطقي و صحيح است. اين علم از يك سو با باستان شناس و قوم شناس و از سوي ديگر با علم تاريخ، خط شناسي و فرهنگ هاي بومي مرتبط است.

    2 – اعتبار نظريه هاي باستان شناسي و تاريخ هنر تا چه حد است؟
    باستان شناسان و هنرشناسان مي كوشند اين يافته ها را در ارتباط منطقي با هم قرار داده، آنگاه استنباط خود را به عنوان يك نظريه مطرح نمايند. بسيار پيش آمده كه نظريه ي رايجي با يافته هاي جديد مردود شناخته شده و نظريه ي ديگري كه مبتني بر اكتشافات و اطلاعات جامعتري است جايگزين آن شده است.
    دانش ما نسبت به تاريخ هنر به علت كمبود اين قرائن همواره ناقص است و نظريه هاي ارائه شده در مورد قانونمندي هنرهاي آن ادوار ممكن است با يافته هاي جديد دستخوش تحول شوند. اعتبار فرضيه هاي ارائه شده در مورد علل و انگيزه هاي پيدايش اثار هنري هنگامي قوت مي يابد كه مستنداتي در تأثير آن نظريه از جهات تاريخي، اجتماعي و عقيدتي وجود داشته باشد. پس اعتبار نظريه ها تا زماني است با مدارك جديد و ارائه نظرات اصلاحي، تكميل يا مردود نشده باشند. يافته هاي نو مي توانند اعتبار نظريه ها را تقويت يا تضعيف نمايند.

    3 – شاخه هاي مربوط به دانش حفظ ميراث فرهنگي كدامند؟
    رشته هاي علوم موزه اي ، مرمت آثار هنري و مرمت ابنيه تاريخي، و در اين ميان رشته ي مرمت آثار هنري خود به شاخه هاي تخصصي تر مثل نقاشي رنگ و روغن، مرمت آثار سنگي، چوبي و فلزي و حتي مرمت نسخ خطي و آثار كاغذي و ... تقسيم مي شود.

    4 – نقش گسترش ميراث فرهنگي در توسعه ملي چيست؟
    الف : با حفظ و احييا معرفي ميراث فرهنگي ملل، روح بالندگي ، اعتماد به نفس و فخر به هويت كهن در ميان مردم بسياري از كشورهاي جهان سوم زنده مي شود.
    ب : اين معرفي و تبليغ گسترده، زمينه ي گسترده ي صنعت توريسم را در اين كشورها گسترش مي دهد. چنانچه از امكانات جهانگردي با سياست هاي صحيح استفاده شود منابع عظيم مالي كه از اين راه حاصل مي شود مي تواند آهنگ رشد اقتصادي ، ثبات سياسي و ارتقاي فرهنگي كشورهاي مذكور را سرعت بخشد.

    5 – نقش گسترش ميراث فرهنگي در احياي هويت ملي چيست؟
    در حال حاضر با ايجاد رشته هاي گوناگون مربوط به حفظ ميراث فرهنگي ، پژوهشكده ها و مراكزي كه به منضبط تر كردن و علمي تر نمودن اين تخصص اشتغال دارند از اقدامات مهمي است كه انجام گرفته. ارتقاي فرهنگ عمومي در باب اهميت دادن به ميراث ملي نيز بايد همدوش با اين فعاليت ها پيش برود. در نهايت هدايت كوششهاي انجام شده به سوي معرفي جهاني اين اثار و بهره گيري صحيح از آنها به مثابه اهرم رشد كمي و كيفي بنيه ملي از وظايف ملي و ميهني هر ايراني است.


    کتاب تاریخ هنر ایران_ گروه تحصیلی هنر
  • 3 کاربر پست Mitra عزیز را پسندیده اند .




  • امضا نداریم
    ولمون کنید بابا

    پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

    صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    کلمات کلیدی این موضوع

    علاقه مندي ها (Bookmarks)

    علاقه مندي ها (Bookmarks)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •